هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، رنج، توحید، و مستی معنوی می‌پردازد. شاعر از آزادگان، عاشقان، و رندان سخن می‌گوید که با وجود رنج‌ها و ملامت‌ها، به دنبال حقیقت و وصال هستند. همچنین، اشاره‌ای به فریبندگی ظاهر و گفتار شیرین دارد و تأکید می‌کند که گاهی زهر نیز می‌تواند برای درمان مفید باشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و زهر ممکن است نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشند تا به درستی فهمیده شوند.

غزل ۴۱۵۸ - آزادگان کجا غم دستار می خورند

آزادگان کجا غم دستار می خورند
این پر دلان قسم به سر دارمی خورند ۱

حیرانیان عشق چو شبنم در این چمن
روزی ز راه دیده بیدار می خورند ۲

آنان که ره به نقطه توحیدبرده اند
از دل همیشه دانه چو پرگار می خورند ۳

از نشاه شراب صبوحی چه غافلند
جمعی که باده را به شب تار می خورند ۴

بر لوح دل چو مصرع رنگین کنند نقش
زخمی که رهروان تو از خار می خورند ۵

نقل شراب سنگ ملامتگران کنند
رندان که باده بر سر بازار می خورند ۶

طوطی به زهر غوطه زد از حرف شکرین
مردم همین فریب ز گفتار می خورند ۷

با آسمان بساز که آیینه خاطران
پیمانه های زهر ز زنگار می خورند ۸

مگذر ز خون من که طبیبان مهربان
گاهی ز لطف شربت بیمار می خورند ۹

از شکر می کنند لب خویش شکرین
گر جام زهر مردم هشیار می خورند ۱۰

صائب هزار بار به از آب زندگی است
خونی که عاشقان به شب تار می خورند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۵۷ - قربانیان شکفته به قصاب برخورند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۵۹ - چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.