هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر از جمله شکوه، حسرت، عشق و رنج است. شاعر از زبان و تیغ سخن میگوید، از عشق و جمال معشوق مینالد و از رنجهای خود سخن میراند. تصاویری مانند تیر و کمان، سرو، خورشید و باغبان برای بیان این احساسات استفاده شدهاند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۱۵۹ - چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
چون حرف شکوه برق ز تیغ زبان زند
تبخاله قفل خامشیم بر دهان زند ۱
دیگر چو تیر قد نکند راست در مصاف
آن را که ابروی تو به پشت کمان زند ۲
شد سروی از بهار رخش آه سرد من
کز جلوه پشت پای بر آب روان زند ۳
آه بلندی از جگر رشک می کشم
خورشید بوسه چند بر آن آستان زند ۴
تیر از تنم برآورد انگشت زینهار
از خون گرم من لب تیغ الامان زند ۵
نگذاشت پای سرو ببوسیم تنگ چشم
دست چنار بر کمر باغبان زند ۶
صائب ز حسرت قفس ودام سوختیم
کو برق خانه سوز که بر آشیان زند ۷
تبخاله قفل خامشیم بر دهان زند ۱
دیگر چو تیر قد نکند راست در مصاف
آن را که ابروی تو به پشت کمان زند ۲
شد سروی از بهار رخش آه سرد من
کز جلوه پشت پای بر آب روان زند ۳
آه بلندی از جگر رشک می کشم
خورشید بوسه چند بر آن آستان زند ۴
تیر از تنم برآورد انگشت زینهار
از خون گرم من لب تیغ الامان زند ۵
نگذاشت پای سرو ببوسیم تنگ چشم
دست چنار بر کمر باغبان زند ۶
صائب ز حسرت قفس ودام سوختیم
کو برق خانه سوز که بر آشیان زند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۵۸ - آزادگان کجا غم دستار می خورند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶۰ - زیر سپهر دست دعا موج می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.