هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، مجنون‌گری، امید، بیداری روحی و پذیرش دردهای عشق می‌پردازد. شاعر از تصاویر زیبایی مانند دیوار، ساغر، سنگ لعل، کبک مست و گل استفاده کرده است تا احساسات عمیق و پیچیده عشق را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.

غزل ۴۱۶۴ - عاشق که حرف عشق به اغیار می زند

عاشق که حرف عشق به اغیار می زند
آبی به روی صورت دیوار می زند ۱

نظاره اش به خرج تماشا نمی رود
چشمی که ساغر ازدل هشیار می زند ۲

امیدوار باش که از فیض آفتاب
در سنگ لعل ساغر سرشار می زند ۳

مجنون حذر ز سنگ ملامت نمی کند
این کبک مست خنده به کهسار می زند ۴

بیدار هر که می شود از خواب بیخودی
دانسته پا به دولت بیدار می زند ۵

آن را که نارسا نبود پیچ وتاب عشق
چون زلف دست در کمر یار می زند ۶

چون زخم آب از دل صاف است مرهمش
زخمی که یار بر من افگار می زند ۷

خون در لباس دردل مرغ چمن کند
هر کس گلی به گوشه دستار می زند ۸

صائب ز پاس شیشه ناموس فارغ است
هر کس پیاله بر سر بازار می زند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۶۳ - ابر بهار سینه به گلزار می زند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۶۵ - فال وصال او دل رنجور می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.