هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد عشق و ناکامی است. شاعر از نرسیدن به معشوق، بی‌وفایی او و رنج‌های عشق شکایت می‌کند. او از خال، زلف، لب و چشمان معشوق سخن می‌گوید اما همه این زیبایی‌ها به او روی خوش نشان نمی‌دهند. شعر پر از استعاره و کنایه‌های عاشقانه است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۴۳۱۱ - خالش خبر ز سر دهانم نمی دهد

خالش خبر ز سر دهانم نمی دهد
زان راز سر به مهر نشانم نمی دهد ۱

شد بسته راه خیر به نوعی که آن دهن
یک بوسه آشکار ونهانم نمی دهد ۲

هرچند شد ز حلقه خط پای در رکاب
زلفش همان به دست عنانم نمی دهد ۳

چون خال سوخت تخم امید من وهنوز
لعل لبش به آب نشانم نمی دهد ۴

با آن که عمر هاست پریشان اوست دل
شیرازه ای ز موی میانم نمی دهد ۵

فریاد کز سیاه دلی خط عنبرین
راه سخن به کنج دهانم نمی دهد ۶

دست از میان زلف تو کوته نمی کنم
تا از دل رمیده نشانم نمی دهد ۷

در زیر لب مراست سخنهای آتشین
چون شمع اشک وآه امانم نمی دهد ۸

دیگر چه واقع است که آن چشم خوابناک
در پرده رطلهای گرانم نمی دهد ۹

هرچند چون قلم دلم از درد شد دو نیم
حرف شکایتی به زبانم نمی دهد ۱۰

کی می کنم نظر به خرامش که همچو موج
بیطاقتی به آب روانم نمی دهد ۱۱

صائب منم که کوه غم و درد روزگار
استادگی به طبع روانم نمی دهد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۱۰ - مجنون عنان به مردم عاقل نمی دهد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۱۲ - آن را که عشق بخت جوانی نمی دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.