هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی شاعر از عدالت و انصاف در جهان است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های گوناگون، شکایت خود را از بی‌عدالتی و نرسیدن به حق خود بیان می‌کند. او از تلاش‌های بی‌ثمر خود می‌گوید و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حتی پس از مرگ نیز انصاف برقرار نشده است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، موضوع ناامیدی و شکایت از بی‌عدالتی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین مناسب نباشد.

غزل ۴۴۰۰ - آن آفت جان بر سر انصاف نیامد

آن آفت جان بر سر انصاف نیامد
آن تلخ زبان بر سر انصاف نیامد ۱

مور خط ازان تنگ شکر گرد برآورد
آن مور میان بر سر انصاف نیامد ۲

چیدند وکشیدند گلاب از گل کاغذ
آن غنچه دهان بر سر انصاف نیامد ۳

کردم به فسون نرم کمان مه نو را
آن سخت کمان بر سر انصاف نیامد ۴

هر چند که از خرمن ما دود بر آمد
آن برق عنان بر سر انصاف نیامد ۵

دین و دل و عقل و خرد و هوش فشاندم
آن دشمن جان بر سر انصاف نیامد ۶

یک عمر خضر در قدم او گذراندم
آن سرو روان بر سر انصاف نیامد ۷

گفتیم که انصاف دهد چرخ پس از مرگ
مردیم وهمان بر سر انصاف نیامد ۸

هر چند که صد عمر خضر دید به رویش
چشم نگران بر سر انصاف نیامد ۹

هر چند که صائب زنی کلک شکر ریخت
آن پسته دهان بر سر انصاف نیامد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۹۹ - تا خنده ازان غنچه مستور برآمد
گوهر بعدی:غزل ۴۴۰۱ - کیفیت می زاهد فرزانه نداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.