هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف زیبایی‌های معشوق، به ویژه گردن سفید و سیمین او می‌پردازد. شاعر از تشبیه‌های زیبا مانند مقایسه گردن معشوق با صبح و خورشید استفاده کرده و عشق و شیفتگی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از تشبیه‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.

غزل ۴۵۵۴ - برد دستم رابیاض گردن جانان ز کار

برد دستم رابیاض گردن جانان ز کار
دست را سازد بیاض خوش قلم بی اختیار ۱

از بیاض گردن او در نظرها شد عزیز
بود اگر حکم بیاضی پیش از بی اعتبار ۲

چون چراغ صبحدم خورشید می لرزد به جان
تا بیاض گردن سیمین او شد آشکار ۳

عاشقان را از تماشای بهشت وجوی شیر
کرد مستغنی بیاض گردن آن گلعذار ۴

نیست گر صبح قیامت گردنش،چون دیده ها
می پرد چون نامه در نظاره اش بی اختیار؟ ۵

آنچه با رخسار یوسف اخوان نکرد
می کند با گردن او عکس زلف تابدار ۶

زلف مشکین کی حجاب گردن او می شود؟
پرده شب را فروغ صبح سازد تارومار ۷

بی نیاز از شمع کافوری است صائب مرقدش
خون هر کس رابه گردن گیرد آن سیمین عذار ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۵۳ - آب گوهر از تهی چشمان نمی شوید غبار
گوهر بعدی:غزل ۴۵۵۵ - زخم را آماده شو چون شد مساعد روزگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.