خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، زیبایی و فتنهگری معشوق، تضادهای زندگی مانند خیر و شر، و بیثباتی دنیا را بیان میکند. شاعر از عشق و جنون، ناپایداری قدرت، و پیچیدگیهای اخلاقی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی، فلسفی و اخلاقی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی کافی از زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
غزل ۴۵۹۴ - ای بر روی تو از آینه گل صافتر
ای بر روی تو از آینه گل صافتر
فتنه روی زمین زلف تو را در زیر سر ۱
هر که از بت روی گردان شد نبیند روی حق
هر که از زنار برگردد نمی بندد کمر ۲
آتش سوزنده رانتوان به چوب اندام داد
چوب گل دیوانگان رامی کند دیوانه تر ۳
دوربینان از خزان تنگدستی فراغند
مرغ زیرک در بهاران می کشد سرزیرپر ۴
گاه باشد کز غباری لشکری بر هم خورد
تا خطش سر زد، سپاه زلف شد زیرو زبر ۵
در رگ جان هرکه را چون رشته پیچ وتاب نیست
زود باشدسر برآرد از گریبان گهر ۶
بس که درشر خیر ودر خیرجهان شر دیده ام
مانده ام عاجز میان اختیار خیروشر ۷
نیست ذوق سلطنت مارا، وگرنه ریخته است
چون حباب وموج در بحر فنا تاج وکمر ۸
تا ازان شیرین سخن حرفی مکرر بشنوم
خویش راصائب کنم دربزم او دانسته کر ۹
فتنه روی زمین زلف تو را در زیر سر ۱
هر که از بت روی گردان شد نبیند روی حق
هر که از زنار برگردد نمی بندد کمر ۲
آتش سوزنده رانتوان به چوب اندام داد
چوب گل دیوانگان رامی کند دیوانه تر ۳
دوربینان از خزان تنگدستی فراغند
مرغ زیرک در بهاران می کشد سرزیرپر ۴
گاه باشد کز غباری لشکری بر هم خورد
تا خطش سر زد، سپاه زلف شد زیرو زبر ۵
در رگ جان هرکه را چون رشته پیچ وتاب نیست
زود باشدسر برآرد از گریبان گهر ۶
بس که درشر خیر ودر خیرجهان شر دیده ام
مانده ام عاجز میان اختیار خیروشر ۷
نیست ذوق سلطنت مارا، وگرنه ریخته است
چون حباب وموج در بحر فنا تاج وکمر ۸
تا ازان شیرین سخن حرفی مکرر بشنوم
خویش راصائب کنم دربزم او دانسته کر ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۹۳ - شد خرابات مغان از توبه ام زیر و زبر
گوهر بعدی:غزل ۴۵۹۵ - ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.