هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند بخشش، سخاوت، خطرات حرص و طمع، و گذر زمان می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند بهار، غنچه، و خزان، مفاهیم عمیق اخلاقی و انسانی را بیان می‌کند. او تأکید می‌کند که ثروت واقعی در سخاوت و بخشش است، نه در جمع‌آوری مال.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به حرص و طمع و پیامدهای آن نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد.

غزل ۴۶۹۵ - بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر

بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
کند کریم به سایل نهفته احسان زر ۱

زهرکه دل بگشاید ترا گرامی دار
که گل دهدبه نسیم سحر به دامان زر ۲

مدارحاصل خود را ز غمگساردریغ
که می دهند به می بی دریغ مستان زر ۳

چو غنچه زر به گره اهل دل نمی بندند
که هست برگ خزان پیش باددستان زر ۴

همان ز حرص پرددیده ات چوموج سراب
اگر به فرض شود ریگ این بیابان زر ۵

بهوش باش که دندان نمودن است از شیر
شد به روی تو گرچون ستاره خندان زر ۶

نبسته است چنان فلس را به تن ماهی
که خواجه بسته زحرص خسیس برجان زر ۷

چنان که مار شود اژدهازطول زمان
شود بلای خداچون رودبه همیان زر ۸

ز ریگ روغن بادام می کشدصائب
گرفت هرکه به ابرام ازبخیلان زر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۹۴ - صفای یار به دیدن نمی شود آخر
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹۶ - ترا به هرگذری هست بیقراردگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.