هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق عمیق و بی‌قرار خود به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که جز معشوق، هیچ یار و غمگساری ندارد و تمام وجودش سرشار از عشق و امید به اوست. شاعر از رنج‌های عشق و بی‌قراری‌هایش می‌گوید، اما حاضر نیست از این راه برگردد. همچنین، او از زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کار رفته در شعر نیاز به درک ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارد.

غزل ۴۶۹۶ - ترا به هرگذری هست بیقراردگر

ترا به هرگذری هست بیقراردگر
مرابجز تو درین شهر نیست یار دگر ۱

ترا اگر غم من نیست غم مباد ترا
که جز غم تو مرا نیست غمگسار دگر ۲

بگیر خرده جان مرا و خرده مگیر
که در بساط ندارم جز این نثار دگر ۳

به کوچه باغ بهشتم زکوی او مبرید
که وا نمی شودم دل ز رهگذار دگر ۴

ز آستان تو چون نا امید برگردم؟
که هست هر سرمویم امیدواردگر ۵

بغیر عشق که از کاربرده دست ودلم
نمی رود دل و دستم به هیچ کاردگر ۶

مراازان گل بی خار، خارخاری بود
زیاده شدزخط سبز خار خاردگر ۷

ز طوق فاخته درخاک دامها دارد
ز شوق صید توهر سروجویبار دگر ۸

غبار خط نشدامسال هم عیان ز رخش
افتاد مشق جنونم به نوبهار دگر ۹

گرفته ام زجهان گوشه ای که دل می خواست
چه دام پهن کنم از پی شکاردگر ۱۰

مرا بس است سویدای خال اوصائب
که مهرکوچک شه راست اعتبار دگر ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۹۵ - بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹۷ - ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.