هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، ناامیدی و بیثمری تلاشهای انسان در جهان را به تصویر میکشد. با استفاده از تصاویری مانند گلهای پرپر شده، تاکهای خشکشده، و تشنگی بیپاسخ، شاعر بیان میکند که در این جهان، آرزوها و خواستههای انسان اغلب بیپاسخ میمانند. همچنین، اشارهای به ناپایداری زندگی و بیعدالتیهای جهان دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، فضای ناامیدانه و یأسآلود شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۴۸۵۱ - صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس
صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس
صد تاک خشک گشت و شرابی ندید کس ۱
باتشنگی بساز که در ساغرسپهر
غیر از دل گداخته ،آبی ندیدکس ۲
آب حیات می طلبد حرص تشنه لب
در وادیی که موج سرابی ندید کس ۳
طی شد جهان واهل دلی از جهان نخاست
دریا به ته رسید و سحابی ندید کس ۴
این ماتم دگر که درین دشت آتشین
دل آب گشت وچشم پرآبی ندید کس ۵
حرفی است این که خضر به آب بقا رسید
زین چرخ دل سیه دم آبی ندید کس ۶
از گردش فلک ،شب کوتاه زندگی
زان سان بسر رسید که خوابی ندید کس ۷
از دانش آنچه داد، کم رزق می نهد
چون آسمان درست حسابی ندید کس ۸
بشکن طلسم هستی خود راکه غیر از ین
بر روی آن نگارنقابی ندیدکس ۹
باد غرور در سرحیران عشق نیست
در بحر آبگینه حبابی ندید کس ۱۰
صائب به هر که می نگرم مست و بیخودست
هر چند ساقیی و شرابی ندید کس ۱۱
صد تاک خشک گشت و شرابی ندید کس ۱
باتشنگی بساز که در ساغرسپهر
غیر از دل گداخته ،آبی ندیدکس ۲
آب حیات می طلبد حرص تشنه لب
در وادیی که موج سرابی ندید کس ۳
طی شد جهان واهل دلی از جهان نخاست
دریا به ته رسید و سحابی ندید کس ۴
این ماتم دگر که درین دشت آتشین
دل آب گشت وچشم پرآبی ندید کس ۵
حرفی است این که خضر به آب بقا رسید
زین چرخ دل سیه دم آبی ندید کس ۶
از گردش فلک ،شب کوتاه زندگی
زان سان بسر رسید که خوابی ندید کس ۷
از دانش آنچه داد، کم رزق می نهد
چون آسمان درست حسابی ندید کس ۸
بشکن طلسم هستی خود راکه غیر از ین
بر روی آن نگارنقابی ندیدکس ۹
باد غرور در سرحیران عشق نیست
در بحر آبگینه حبابی ندید کس ۱۰
صائب به هر که می نگرم مست و بیخودست
هر چند ساقیی و شرابی ندید کس ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۵۰ - از ناکسان وفانشنیده است هیچ کس
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵۲ - بی نوش لبان آب بقا را چه کند کس؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.