هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر عاشق می‌پردازد. شاعر از چشم‌های جادویی، ابروی بلند، و خال هندوی معشوق سخن می‌گوید و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه بیان می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فریب دنیا و محشر نیز دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۹۶۷ - کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟

کجا چشم ترمن زهره دارد بنگرد سویش؟
که می ساید به ابر از بس بلندی تیغ ابرویش ۱

ز خواب ناز،کاردولت بیدار می آید
مشو زنهار غافل از فریب چشم جادویش ۲

نگردد دزد را تاریکی شب مانع دزدی
همان دل می برد درپرده خط خال هندویش ۳

یکی ازسینه چاکان می شمارد صبح محشر را
جهانسوزی که من چشم ترحم دارم ازخویش ۴

چه گل چیند ازان رخسار چشم شرمناک من؟
که با آن خیرگی خورشید لرزد برسر کویش ۵

نظر بازی که دارد درنظر آن سرو قامت را
سراسر می رود آب خضر پیوسته درجویش ۶

اگر از حیرت دیدار، عاشق از زبان افتد
زهر مژگان زبانی می دهد چشم سخنگویش ۷

به فکر پیچ و تاب عاشقان آن روز می افتد
که ظاهر گردد از خط جوهر آیینه رویش ۸

سر زلف پریشانی دماغ من کجا دارد؟
که در مغز نسیم مصر زندانی بودبویش ۹

کجا مایل به قلب ناروای ما شود صائب
خریداری که سر می پیچد از یوسف ترازویش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۶۶ - رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۶۸ - چنان افکنده است ازطاق دلها کعبه راکویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.