هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، دلبستگی، رنجهای عشق، و مفاهیم فلسفی مانند انتقام، رضایت از زندگی و وابستگی به معشوق میپردازد. شاعر از خط مشکفام معشوق، مستی و خرام طاووس، می لعلفام، و دیگر تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم انتقام، رضایت از زندگی و ناامیدی از حیات در پیری دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنجهای عشق و انتقام نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۰۶۷ - دلدارماست محو خط مشکفام خویش
دلدارماست محو خط مشکفام خویش
صیاد راکه دیده که افتد به دام خویش ۱
کیفیتی که هست ز جولان خود ترا
طاوس مست رانبود از خرام خویش ۲
زان پیشتر که خط کندش پای دررکاب
بشکن خمار من به می لعل فام خویش ۳
انصاف نیست کز لب حاضر جواب تو
خجلت بود وظیفه من از سلام خویش ۴
از بس که سرکش است دل بدگمان تو
نتوان به چشم پاک ترا کرد رام خویش ۵
دارد کجا خبر ز سر پرخمار ما؟
آن راکه ازلب است می لعل فام خویش ۶
مه را بود تمام شدن بوته گداز
ای شوخ پرمناز به ماه تمام خویش ۷
درپیری ازحیات زبس سیرگشته ام
خود میکنم ز قامت خم حلقه نام خویش ۸
غافل که من می کندش زانتقام حق
هرکس که می کشدز عدو انتقام خویش ۹
آب حیات نیست گوارا ز جام خلق
زهر هلاهل است گوارا ز جام خویش ۱۰
بودم به جنت ازدل بی آرزو مقیم
درد و زخم فکند تمنای خام خویش ۱۱
صائب مرا به نامه بران نیست اعتماد
خود می برم به خدمت جانان پیام خویش ۱۲
صیاد راکه دیده که افتد به دام خویش ۱
کیفیتی که هست ز جولان خود ترا
طاوس مست رانبود از خرام خویش ۲
زان پیشتر که خط کندش پای دررکاب
بشکن خمار من به می لعل فام خویش ۳
انصاف نیست کز لب حاضر جواب تو
خجلت بود وظیفه من از سلام خویش ۴
از بس که سرکش است دل بدگمان تو
نتوان به چشم پاک ترا کرد رام خویش ۵
دارد کجا خبر ز سر پرخمار ما؟
آن راکه ازلب است می لعل فام خویش ۶
مه را بود تمام شدن بوته گداز
ای شوخ پرمناز به ماه تمام خویش ۷
درپیری ازحیات زبس سیرگشته ام
خود میکنم ز قامت خم حلقه نام خویش ۸
غافل که من می کندش زانتقام حق
هرکس که می کشدز عدو انتقام خویش ۹
آب حیات نیست گوارا ز جام خلق
زهر هلاهل است گوارا ز جام خویش ۱۰
بودم به جنت ازدل بی آرزو مقیم
درد و زخم فکند تمنای خام خویش ۱۱
صائب مرا به نامه بران نیست اعتماد
خود می برم به خدمت جانان پیام خویش ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۶۶ - چون ماهیان زفلس مده عرض مال خویش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۶۸ - ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.