هوش مصنوعی: این شعر با استفاده از تشبیه خود به شمع، احساسات عمیق شاعر را درباره رنج، عشق، حسرت و تنهایی بیان می‌کند. شاعر از درد درونی، اشک‌ها، طعنه‌های دیگران و احساس بی‌پناهی سخن می‌گوید، اما در عین حال، این رنج‌ها را به عنوان بخشی از هویت و بینش خود می‌پذیرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج وجودی و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۱۲۳ - سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع

سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع
از گریبان سر برون آورد زنارم چو شمع ۱

از گلاب من داغ اهل دردی تر نشد
طعمه مقراض شد گلهای بی خارم چو شمع ۲

گر چه از تیغ زبان مشکل گشای عالمم
صد گره از اشک دارد رشته کارم چو شمع ۳

می شمارم بوی پیراهن نسیم صبح را
من که دایم از فروغ خود در آزارم چو شمع ۴

آب میگردد دل سنگین خصم از عجز من
می تراود آتش ازانگشت زنهارم چو شمع ۵

از نسیم صبح برهم می خورد هنگامه ام
در دل شبهاست دایم روز بازارم چو شمع ۶

از گذشت آه حسرت آنچه آید درشمار
مشت اشکی در بساط زندگی دارم چو شمع ۷

خار اگر ریزند ارباب حسد در دیده ام
مایه بینش شود در چشم خونبارم چو شمع ۸

دشمن من از درون خانه می آید برون
پست می گردد ز اشک گرم دیوارم چو شمع ۹

از نسیمی میوه من می نهد پهلو به خاک
پختگی روشن بود ازرنگ رخسارم چو شمع ۱۰

حاصل من آه افسوس است و اشک حسرت است
وای برآن کس که می گردد خریدارم چو شمع ۱۱

طعنه خامی همان صائب ز مردم میکشم
گر چه می ریزد شرر از سوز گفتارم چو شمع ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۲۲ - در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
گوهر بعدی:غزل ۵۱۲۴ - روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.