هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به موضوع عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از فراق، تلخی‌های عشق، و وابستگی به معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌هایی مانند «میخانه عشق» و «ویرانه عشق»، حالات روحی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و فراق نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۱۸۲ - پای گستاخ منه بر در کاشانه عشق

پای گستاخ منه بر در کاشانه عشق
سر منصور بود کنگره خانه عشق ۱

حیف فرهاد که با آنهمه شیرین کاری
شد به خواب عدم از تلخی افسانه عشق ۲

گر درآتش روی از خامیت آتش سوزد
تا سرت گرم نگشته است زپیمانه عشق ۳

شیشه بندان ظرافت بهمش می شکنند
محتسب گر گذرد از دل میخانه عشق ۴

با چه رو، روی به طوف حرم کعبه کنیم؟
نیست بر جبهه ما صندل بتخانه عشق ۵

چو سبو شانه ندزدیده ام از باده کشی
کرده ام ازدل و جان خدمت میخانه عشق ۶

من به معموره عقلم به پشیزی محتاج
گنج برروی هم افتاده به ویرانه عشق ۷

قطره ای نیست هوایی نبود در سر او
می پرد چشم حباب از پی پیمانه عشق ۸

شعله رابا خس و خاشاک بهم درپیچد
چون شود برق عنان گریه مستانه عشق ۹

رفته ام دررگ و در ریشه دیوار چوکاه
نتوان کرد مرا دور ز کاشانه عشق ۱۰

چشم زخمی به سبکدستی آن کس مرساد
که ز خاکستر دل ریخت پی خانه عشق ۱۱

خون دل نیز شریک است درین آمیزش
نه همین اشک بود گوهر یکدانه عشق ۱۲

سر پیچیدن دستار ندارم صائب
می روم گرد سر وضع غریبانه عشق ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۸۱ - آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق
گوهر بعدی:غزل ۵۱۸۳ - زبان مار بود خار آشیان فراق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.