هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره‌ی ناکامی‌ها، حسرت‌ها و ناملایمات زندگی است. شاعر از خشکی و بی‌مهری دنیا شکایت می‌کند و به دنبال معنایی عمیق‌تر در زندگی می‌گردد. او از عشق نافرجام، ناامیدی و تلاش‌های بی‌ثمر سخن می‌گوید و در نهایت به عرفان و درویشی به عنوان راهی برای آرامش اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.

غزل ۵۲۰۳ - نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک

نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
گاه کار بوسه تر می کند پیغام خشک ۱

گر به بوسی ترنمی سازی لب خشک مرا
قانعم از لعل سیراب توبا دشنام خشک ۲

مردمی هرگز ز چشم او ندیدم،گر چه من
می کشم روغن به زور جذبه ازبادام خشک ۳

وای برمن کز عقیق آبدار او مراست
چون نگین دان،با کمال قرب قسمت کام خشک ۴

در تلاش نام خون دل مخور چندین، که شد
روسیاهی حاصل من چون عقیق ازنام خشک ۵

حاصل من از تهی چشمی زوصلش حسرت است
همچو صیادی که از دریابرآرد دام خشک ۶

نیست پیش عارفان درخانه پردازی تمام
تانسازد بوریا درویش از اندام خشک ۷

شود از خال افزون دلربایی زلف را
تا نباشد دانه،گیرایی ندارد دام خشک ۸

آنچنان کز خامشی بحر کرم آید به جوش
خشک سازد چشمه انعام را ابرام خشک ۹

نیست صائب بردل من بار، بی برگی چونی
می تراود نغمه های تر ز من با کام خشک ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۰۲ - بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
گوهر بعدی:غزل ۵۲۰۴ - نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.