هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق، بی‌قراری، رهایی و تلاش برای رسیدن به وصال سخن می‌گوید. او خود را موجی بی‌تاب، طوفانی در قلب عالم و عاشقی بی‌قرار توصیف می‌کند که با وجود موانع، همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد. استفاده از تصاویر شاعرانه مانند طوفان، موج، سنگ و شیشه، عمق احساسات و عواطف شاعر را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۳۹۸ - همتی یاران که جوشی از ته دل می زنم

همتی یاران که جوشی از ته دل می زنم
می شوم طوفان، به قلب عالم گل می زنم ۱

موج بیتابم عنانداری نمی آید زمن
بی تأمل سینه بر دریای هایل می زنم ۲

نیست از شوق رهایی بیقراریهای من
بهر مردن دست وپا چون مرغ بسمل می زنم ۳

می زند بهر شکستن دل همان بر سینه سنگ
سنگ عالم را اگر بر شیشه دل می زنم ۴

پی به عیش بی زوال تلخکامی برده ام
کاسه چون چشم تو در زهر هلاهل می زنم ۵

زلف جوهر را به باد بی نیازی می دهد
این تغافلها که من بر تیغ قاتل می زنم ۶

تیشه فولاد می گردد به قصد پای من
در طریق عشق هر گامی که غافل می زنم ۷

بحرم اما جان برای خاکساران می دهم
بوسه در هر جنبشی برروی ساحل می زنم ۸

وصل نتواند مرا صائب ز افغان بازداشت
چون جرس فریادها در پای محمل می زنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۹۷ - تیغ سیرابم دم از پاکی گوهر می زنم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۹۹ - چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.