هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره تنهایی، غربت، درد و رنج است. او از وضعیت خود ناراضی است و تمایلی به همراهی با دیگران ندارد. شاعر ترجیح می‌دهد در خلوت خود بماند و با درد خود زندگی کند تا اینکه بی‌درد باشد. همچنین، او به وطن و آرامش آن اشاره می‌کند و از غربت و دوری از آن می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد، غربت و تنهایی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

غزل ۵۵۶۰ - اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم

اگر با ماه کنعان در ته یک پیرهن باشم
همان از شرم دوراندیش در بیت الحزن باشم ۱

همان از خار خار شوق بر خاشاک می غلطم
اگر چون بوی گل با باد در یک پیرهن باشم ۲

ندارد از پریشانی سخن غیر از تهیدستی
چرا چون شانه در قید سر زلف سخن باشم ۳

نبیند پیش پای سیر خود در آسمان انجم
اگر نه از دل بیدار شمع این لگن باشم ۴

چراغ دولت بیدار شرکت بر نمی تابد
نمی خواهم که با پروانه در یک انجمن باشم ۵

تو از درد سخن می نالی و من حالتی دارم
که می میرم اگر یک لحظه بی درد سخن باشم ۶

چو خون مرده تاکی پای در دامن بیفشارم
دو روزی همچو شبنم خوش نشین هر چمن باشم ۷

اگر داغ غریبی سرمه سازد استخوانم را
از آن بهتر که چون گل بر کف دست وطن باشم ۸

مرا چون خلوت دل سیر گاهی هست در پهلو
چرا چون بوی گل پروانه هر انجمن باشم ۹

چه خود را می زنی بر تیغ آه خانه سوز من
مرا بگذار صائب تا به حال خویشتن باشم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۵۹ - همان بیگانه ام با خلق هر چند آشنا باشم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۶۱ - چنان برد اختیار از دست آن سرو قباپوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.