هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق نافرجام، حسرت، و درد غربت سخن می‌گوید. شاعر از دوری معشوق، بی‌وفایی، و ناامیدی می‌نالد و احساس تنهایی و بی‌پناهی خود را بیان می‌کند. او با تصاویر شاعرانه مانند لیلی و مجنون، خارهای راه، و تیغ فلک، عمق رنج خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۵۸۶ - تمتع با کمال قرب از آن رعنا نمی بینم

تمتع با کمال قرب از آن رعنا نمی بینم
که زیر پا نبیند یار و من بالا نمی بینم ۱

مگر از دور گرد محمل لیلی نمایان شد؟
که از مجنون اثر در دامن صحرا نمی بینم ۲

کمینگاه نگاه حسرت آلودی است هر مویم
اگر در چهره محجوب او رسوا نمی بینم ۳

فرامش وعده من گر نه مکری در نظر دارد
چرا امروز ذوق از وعده فردا نمی بینم؟ ۴

به راهم خار ریزد خصم کوته بین، نمی داند
که من چون شعله بیباک پیش پا نمی بینم ۵

چه حاصل زین که چون پرگار پای آهنین دارم؟
چو من راه نجات از گردنش بیجا نمی بینم ۶

به درد و داغ غربت زان نهادم دل که چون گوهر
گشاد این گره از ناخن دریا نمی بینم ۷

من و دامان شب، کامروز در آفاق دامانی
که داد من دهد، جز دامن شبها نمی بینم ۸

نگاه عجز تیغ بد گهر را تیزتر سازد
فلک گر تیغ بارد بر سرم بالا نمی بینم ۹

ربوده است آنچنان فکر و خیال او مرا صائب
که پیش پا به چندین دیده بینا نمی بینم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۸۵ - فروغ مهر در پیشانی دیوار می بینم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۸۷ - ز ناکامی گل از همصحبتان یار می چینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.