هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج ناشی از هوس‌های دنیوی و تلاش برای رهایی از آن‌هاست. شاعر از بی‌ثباتی زندگی، حرص و آز، و دشواری‌های عشق شکایت می‌کند، اما در عین حال امیدوار است که بتواند با پاک‌سازی دل از هوس‌ها، به آرامش برسد. او خود را مانند بلبلی می‌داند که از قفس رهایی یافته و از گل‌های زندگی بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج و دشواری‌های زندگی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۶۲۸ - چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟

چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟
به که این آینه از پیش نفس بردارم ۱

من که چون برگ خزان بام و پرم ریخته است
به چه امید دل از کنج قفس بردارم؟ ۲

آفت حرص ز شمشیر دو دم بیشترست
چون دو دست از سر خود همچو مگس بردارم؟ ۳

گل به دشمن نزنند اهل مروت، ورنه
من نه آنم که زبونی ز عسس بردارم ۴

راه خوابیده ز بیدار دلان می گردد
دست اگر از دهن خود چو جرس بردارم ۵

عشق خواهد ز هوس کرد سبکبار مرا
از ره سیل چه افتاده که خس بردارم؟ ۶

آنقدر مهلت از ایام توقع دارم
که از آیینه دل زنگ هوس بردارم ۷

زان بود بستر و بالین من از گل چو نسیم
که خس و خار ز راه همه کس بردارم ۸

در شبستان جهان روشن از آنم چون صبح
که غبار از دل عالم به نفس بردارم ۹

بلبلی نیست درین باغ ز من قانعتر
فیض آغوش گل از چاک قفس بردارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۲۷ - جگری تشنه تر از وادی محشر دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲۹ - از دل سوخته اخگر به گریبان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.