هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و شورانگیز شاعر است که خود را مانند سیل و طوفان توصیف میکند که آرام نمیگیرد. شاعر از ناملایمات زندگی شکوه میکند اما با این حال، به دنبال آرامش و تسکین در می و خرابات مغان است. او از پشیمانی و بیانصافی دیگران میترسد و احساس میکند که مانند زنبور تنها نیش دارد نه عسل. در نهایت، شاعر خود را کودکی بدخو میخواند که نمیتواند خاموش بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف می و خرابات مغان ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۵۶۳۹ - منم آن سیل که دریا نکند خاموشم
منم آن سیل که دریا نکند خاموشم
کوه را کشتی طوفان زده سازد جوشم ۱
از ملامت نکنم شکوه ز بی حوصلگی
سخن تلخ می تلخ بود در گوشم ۲
جوش من لنگر آرام نمی داند چیست
نیست چون باده نارس دو سه روزی جوشم ۳
از خرابات مغان پای بروی نگذارم
تا سبو دست نوازش نکشد بر دوشم ۴
چشم پرکار بتان ساغر خالی است مرا
می گلرنگ چه باشد که رباید هوشم ۵
نیم ایمن ز پشیمانی بی انصافان
به زر قلب اگر یوسف خود بفروشم ۶
گر چه از شمع تهی نیست کنارم شبها
دایم از شرم چو محراب تهی آغوشم ۷
نیست از نوش چو زنبور به جز نیش مرا
اگر چه نه دایره شد شان عسل از نوشم ۸
منم آن کودک بدخو که ز ناسازی دل
نتوان کرد به کام دو جهان خاموشم ۹
چون به پای خم می سر نگذارم صائب؟
من که از باده گلرنگ فزاید هوشم ۱۰
کوه را کشتی طوفان زده سازد جوشم ۱
از ملامت نکنم شکوه ز بی حوصلگی
سخن تلخ می تلخ بود در گوشم ۲
جوش من لنگر آرام نمی داند چیست
نیست چون باده نارس دو سه روزی جوشم ۳
از خرابات مغان پای بروی نگذارم
تا سبو دست نوازش نکشد بر دوشم ۴
چشم پرکار بتان ساغر خالی است مرا
می گلرنگ چه باشد که رباید هوشم ۵
نیم ایمن ز پشیمانی بی انصافان
به زر قلب اگر یوسف خود بفروشم ۶
گر چه از شمع تهی نیست کنارم شبها
دایم از شرم چو محراب تهی آغوشم ۷
نیست از نوش چو زنبور به جز نیش مرا
اگر چه نه دایره شد شان عسل از نوشم ۸
منم آن کودک بدخو که ز ناسازی دل
نتوان کرد به کام دو جهان خاموشم ۹
چون به پای خم می سر نگذارم صائب؟
من که از باده گلرنگ فزاید هوشم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۳۸ - من که از داغ جنون ساغر سرشار باشم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۴۰ - تاخت از سینه به مژگان دل بازیگوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.