هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او از شرم و حیا، اشک‌های سوزان، و دیدن چهره معشوق می‌گوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر زیبا مانند گل، باغ، بهار، و آب بیان می‌کند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند حرص، قناعت، و عشق الهی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۸۰۷ - از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم

از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم
شد زان رخ گشاده مرا بی حجاب چشم ۱

سوزد به هر کجا که فتد اشک گرم من
دارد ز بس به دیدن رویت شتاب چشم ۲

ترک حیات نیست به خاطر مرا گران
ترسم شود ز مرگ، بدآموز خواب چشم ۳

امروز محو دختر رز نیست چشم من
واشد مرا به روی قدح چون حباب چشم ۴

مشق نظاره گل روی تو می کنم
گر افکنم جدا ز تو برآفتاب چشم ۵

پایم نمی رسد به زمین از شکفتگی
تا سوده ام به پای تو همچون رکاب چشم ۶

از خط فزود مستی آن چشم پر خمار
در نوبهار سیر نگردد ز خواب چشم ۷

گه اشک می فشاند و گه محو می شود
هر دم زند ز شوق تو نقشی بر آب چشم ۸

از بحر، چون حباب، تهی کاسه است حرص
قانع دهد چو آبله آب از سراب چشم ۹

فریاد کز نظاره خورشید طلعتان
خواهد رساند خانه دل را به آب چشم ۱۰

باغ و بهار عشق، جگرهای سوخته است
آتش همیشه آب دهد از کباب چشم ۱۱

هر کس که آبرو طلبد صائب از سخن
دارد ز حرص از گل کاغذ گلاب چشم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۰۶ - چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۰۸ - از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.