هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر رنج‌ها، تلاش‌ها و صبر شاعر در برابر سختی‌های زندگی است. او از تجربیات تلخ و شیرین، دوری از وطن، تحمل رنج‌ها و منت دیگران سخن می‌گوید، اما در نهایت به پایداری و استواری خود اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و سختی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۸۶۴ - ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم

ما همچو غنچه سر به گریبان کشیده ایم
گوی مراد در خم چوگان کشیده ایم ۱

خون همچو نافه در تن ما مشک می شود
تا دست خود ز نعمت الوان کشیده ایم ۲

شیرین شده است تا چو گهر استخوان ما
بسیار تلخ و شور ز عمان کشیده ایم ۳

رنجیده ایم اگر ز وطن حق به دست ماست
آنها که ما ز سیلی اخوان کشیده ایم ۴

گشته است توتیای قلم استخوان ما
از بس که بار منت احسان کشیده ایم ۵

از موجه سراب درین دشت آتشین
بسیار ناز چشمه حیوان کشیده ایم ۶

خود را ز مکردوست نمایان روزگار
گاهی به چاه و گاه به زندان کشیده ایم ۷

چون مور خاکسار ز گفتار شکرین
خود را به روی دست سلیمان کشیده ایم ۸

تا چشم ما به دولت بیدار وا شده است
یک عمر مشق خواب پریشان کشیده ایم ۹

ما پرده ها ز آبله پای خود ز رشک
بر روی خارهای مغیلان کشیده ایم ۱۰

صائب ز سیل حادثه از جا نمی رویم
ما پای خود چو کوه به دامان کشیده ایم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۶۳ - در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۶۵ - تا واله نظاره آن ماهپاره ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.