هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از عشق، رنج، گذشت و رهایی سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، موج، دریا و لاله، احساسات خود را به تصویر می‌کشد. او از ناامیدی و دل‌سپردگی به دنیا نیز یاد می‌کند و در نهایت به عشق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

غزل ۵۸۶۹ - چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم

چون غنچه دست بر دل شیدا گذاشتیم
گل را به باغبان خنک وا گذاشتیم ۱

تا چند چون سفینه توان بود تخته بند؟
موجی شدیم و روی به دریا گذاشتیم ۲

چون داغ لاله از سر ما موج خون گذشت
پهلو اگر به بستر خارا گذاشتیم ۳

تبخاله است لاله سرچشمه سراب
بیهوده دل به عشوه دنیا گذاشتیم ۴

از جوش می، چو ابر (ز) دریا هوا گرفت
هر پنبه ای که بر سر مینا گذاشتیم ۵

خود را به تیغ کوه کشیدند لاله ها
تا همچو سیل روی به صحرا گذاشتیم ۶

افتاده تر ز سنگ نشان بود گردباد
روزی که ما به دشت جنون پا گذاشتیم ۷

عشق غیورننگ شراکت نمی کشد
ما آفتاب را به مسیحا گذاشتیم ۸

تا کی به شیشه خانه مشرب زنند سنگ؟
زهاد را به باطن مینا گذاشتیم ۹

صائب کسی به درد دل ما نمی رسد
ناچار دست بر دل شیدا گذاشتیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۶۸ - ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۷۰ - ما داغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.