هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر تمایل شاعر به رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به عالمی بینظیر و بیهمتاست. او از رهایی از جسم خاکی، گذر از محدودیتهای هستی، و رسیدن به حقیقت عشق و دلیری سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند رخت گلآلود جسم، فلک آبگون، و آتش شبنم، مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۸۹۳ - برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
برخیز تا به عالم بی چند و چون رویم
از خود به تازیانه آهی برون رویم ۱
بیرون کنیم رخت گل آلود جسم را
سر پا برهنه بر فلک آبگون رویم ۲
از فیل بند چرخ برآییم، تا به کی
کج کج بر این بساط چو اسب حرون رویم؟ ۳
بر صفحه جهان رقم نیستی کشیم
زان پیش کز قلمرو هستی برون رویم ۴
از آفتاب کی سر ما گرم می شود؟
از دست، کی به این قدح واژگون رویم؟ ۵
با عشق جان شکار دلیری ز عقل نیست
در کام شیر، چند پی آزمون رویم؟ ۶
در آتش است شبنم گل از حضور ما
از بس که آرمیده در ین بحر خون رویم ۷
در اشک گرم غوطه زند چشم آهوان
روزی که ما ز دامن دشت جنون رویم ۸
صائب ز تنگ خلقی ابنای روزگار
وقت است کز قلمرو هستی برون رویم ۹
از خود به تازیانه آهی برون رویم ۱
بیرون کنیم رخت گل آلود جسم را
سر پا برهنه بر فلک آبگون رویم ۲
از فیل بند چرخ برآییم، تا به کی
کج کج بر این بساط چو اسب حرون رویم؟ ۳
بر صفحه جهان رقم نیستی کشیم
زان پیش کز قلمرو هستی برون رویم ۴
از آفتاب کی سر ما گرم می شود؟
از دست، کی به این قدح واژگون رویم؟ ۵
با عشق جان شکار دلیری ز عقل نیست
در کام شیر، چند پی آزمون رویم؟ ۶
در آتش است شبنم گل از حضور ما
از بس که آرمیده در ین بحر خون رویم ۷
در اشک گرم غوطه زند چشم آهوان
روزی که ما ز دامن دشت جنون رویم ۸
صائب ز تنگ خلقی ابنای روزگار
وقت است کز قلمرو هستی برون رویم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸۹۲ - ما روی دل به هر کس و ناکس نمی کنیم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۹۴ - بی آبرو حیات ابد زهر قاتل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.