هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج‌های روحی، و جستجوی حقیقت است. شاعر از دوری معشوق، بی‌قراری، و تشنگی معنوی سخن می‌گوید و با تصاویری مانند موج سراب و اشک کباب، احساسات خود را به تصویر می‌کشد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم فلسفی مانند حقیقت و هستی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و رنج‌های روحی نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.

غزل ۵۹۴۰ - برون نمی برد از فکر دوست عالم آبم

برون نمی برد از فکر دوست عالم آبم
نقاب دولت بیدار نیست پرده خوابم ۱

جگر گداز محیط است داغ تشنگی من
کلاه گوشه به دریا شکسته موج سرابم ۲

به خوان چرخ نکردم دراز دست تهی را
نداشت کاسه در یوزه پیش بحر حبابم ۳

اگر چه روی مرا داشت روزگار بر آتش
چه خون که در دل آتش نکرد اشک کبابم ۴

نیم چو آینه مه رهین پرتو منت
چو مهر باهمه آفاق روشن است حسابم ۵

چو ماه عید نشد راست قامتم ز تواضع
همان سپهر دهد خاکمال همچو رکابم ۶

ز بی تهی نرسیدم به غور بحر حقیقت
به فکر پوچ بسر رفت روزگار حبابم ۷

ز خشک مغزی میناچه خون که در جگرم نیست
خوش آن زمان که به مینای غنچه بود گلابم ۸

خم سپهر برین می کند تلاش شکستن
مگر به خانه زور آمده است باده نابم؟ ۹

همان ز طعن خطا نیستم خلاص چو صائب
گرفت روی زمین را اگر چه فکر صوابم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۳۹ - آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴۱ - دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.