خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند تسلیم در برابر تقدیر، زهد و عرفان، خودشناسی، و ارزش خاکساری و فروتنی می‌پردازد. شاعر از بی‌اختیاری انسان در برابر جریان زندگی سخن می‌گوید و بر اهمیت درک خود و پذیرش شرایط تأکید دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۶۰۱۱ - موج دریا را نباشد اختیار خویشتن

موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
دست بردار از عنان گیر و دار خویشتن ۱

زهد خشک از خاطرم هرگز غباری برنداشت
مرکب نی بار باشد بر سوار خویشتن ۲

خاک باشد از مصافم چشم دشمن را نصیب
کرده ام تا خاکساری را حصار خویشتن ۳

خار دیوار گلستانم که از بی حاصلی
می کشم خجلت ز اوج اعتبار خویشتن ۴

خلوتی چون خانه آیینه داری پیش دست
بهره ای بردار از بوس و کنار خویشتن ۵

گوهر از گرد یتیمی می شود کامل عیار
بیش ازین دامن مکش از خاکسار خویشتن ۶

می توانی آتش شوق مرا خاموش کرد
گر دلت خواهد، به لعل آبدار خویشتن ۷

دیدن آیینه را موقوف خواهی داشتن
گر بدانی حال من در انتظار خویشتن ۸

گر دهم ملک سلیمان را به موری بی سؤال
همچنان باشم ز همت شرمسار خویشتن ۹

بس که چون آیینه صائب دیده ام نادیدنی
می شمارم زنگ کلفت را بهار خویشتن ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۰۱۰ - اندکی کوتاه کن زلف بلند خویشتن
گوهر بعدی:غزل ۶۰۱۲ - به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.