هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد فراق و دوری از معشوق را بیان می‌کند. شاعر از رنج هجران، تأثیر درد فراق، و امید به بازگشت معشوق سخن می‌گوید. همچنین، او از بی‌توجهی دیگران به درد خود و ناتوانی در بیان کامل احساساتش شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق، درد عشق، و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۶۵۱۴ - بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو

بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو
کباب کرد مرا درد و داغ فرقت تو ۱

ازین زیاده توقف مکن که نزدیک است
که جان من سفری گردد از اقامت تو ۲

هر آنچه میرود از دیده گر ز دل برود
چرا زیاده ز دوری شود محبت تو؟ ۳

زم صحبت تو من از عمر کامیاب شدم
کنم چگونه فراموش، حق صحبت تو؟ ۴

رسیده بود به لب جان هجردیده من
گرفت دامن جان را امید رجعت تو ۵

چو گریه باده گره در گلوی شیشه شده است
ز بس که هست گلوگیر درد فرقت تو ۶

ز حرف سرد ملامتگران نیندیشد
سری که گرم شد از باده محبت تو ۷

درازتر ز شب هجر، نامه ای باید
که خامه شرح دهد شوق بی نهایت تو ۸

من آن زمان چو قلم سر ز سجده بردارم
که طی چو نامه شود روزگار فرقت تو ۹

چو گوی در خم چوگان حادثات افتد
سری که دور شود از رکاب دولت تو ۱۰

ز حکم تیغ قضا سر نمی توان پیچید
وگرنه کیست جدایی کند ز حضرت تو ۱۱

زبان ز عهده تقریر برنمی آید
اگر خموش بود صائب از شکایت تو ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۱۳ - ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو
گوهر بعدی:غزل ۶۵۱۵ - عنان به طول امل داده ای دریغ از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.