هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف عشق، زیبایی، و گذر زمان می‌پردازد. شاعر از خط مشکبار معشوق، فرصت‌های از دست رفته، و تأثیر عشق بر جان آدمی سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند غرور، فناپذیری زیبایی، و رنج عشق در ابیات مشهود است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۶۵۲۹ - شد خط مشکبار عیان از عذار او

شد خط مشکبار عیان از عذار او
جوهرنما شد آینه بی غبار او ۱

فرصت کم است دولت پا در رکاب را
غافل مشو ز دور خط مشکبار او ۲

از پیچ و تاب حلقه کند نام آفتاب
خطی که گشته است به گرد عذار او ۳

در چارفصل سبزه خط تو تازه است
موقوف وقت نیست چو عنبر بهار او ۴

آه از غرور حسن که در روزگار خط
در خواب ناز می گذرد روزگار او ۵

برگ خزان رسیده شمارد سهیل را
حیرانی عقیق لب آبدار او ۶

دامن ز صحبت گل بی خار می کشد
در هر دلی که ریشه کند خارخار او ۷

چون زلف دست در کمر عیش حلقه کرد
هر کس که روز کرد شبی در کنار او ۸

خالی نمی شود ز می لعلی ساغرش
چون لاله هر دلی که بود داغدار او ۹

آن سوخته است عشق که سازد یکی هزار
هر خرده شرر که کند جان نثار او ۱۰

صائب همین نه داغ رخ لاله رنگ اوست
بی داغ نگذرد کسی از لاله زار او ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵۲۸ - روزی که پسته دید لب همچو قند او
گوهر بعدی:غزل ۶۵۳۰ - خطت که رفت در بغل هاله ماه ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.