هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر تغییرات تدریجی در زندگی و عشق است. شاعر از نرم شدن نامهربان، ضعیف شدن کمان، و مایل شدن سرو روان سخن میگوید. همچنین، اشارهای به صبر و قناعت در زندگی دارد و اینکه همه چیز به تدریج به نتیجه میرسد. در پایان، شاعر توصیه میکند که از دلبران شهر قزوین دوری کرده و به اصفهان برود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به تغییرات زندگی و مرگ نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۵۸۵ - به من شد نرم آن نامهربان آهسته آهسته
به من شد نرم آن نامهربان آهسته آهسته
بلی کم زور می گردد کمان آهسته آهسته ۱
ز بس گرد سرش گشتم ز بس در پایش افتادم
به من مایل شد آن سرو روان آهسته آهسته ۲
ازان نازک نهال ای دل به بوی گل قناعت کن
به حاصل می رسد نخل جوان آهسته آهسته ۳
همین معنی است بر حسن مدارا حجت ناطق
که مرغی یاد می گیرد زبان آهسته آهسته ۴
به کم کردن توان از دست افیون جان بدر بردن
ببر پیوند از خلق جهان آهسته آهسته ۵
ز پیری می کند برگ سفر یک یک حواس من
ز هم می ریزد اوراق خزان آهسته آهسته ۶
دل روشن درین وحشت سرا دایم نمی ماند
هوا می گیرد این شمع از میان آهسته آهسته ۷
به مویی می توان از چرب نرمی برد گویی را
چه دلها برد آن نازک میان آهسته آهسته ۸
حریف دلبران شهر قزوین نیستی صائب
بکش خود را به شهر اصفهان آهسته آهسته ۹
بلی کم زور می گردد کمان آهسته آهسته ۱
ز بس گرد سرش گشتم ز بس در پایش افتادم
به من مایل شد آن سرو روان آهسته آهسته ۲
ازان نازک نهال ای دل به بوی گل قناعت کن
به حاصل می رسد نخل جوان آهسته آهسته ۳
همین معنی است بر حسن مدارا حجت ناطق
که مرغی یاد می گیرد زبان آهسته آهسته ۴
به کم کردن توان از دست افیون جان بدر بردن
ببر پیوند از خلق جهان آهسته آهسته ۵
ز پیری می کند برگ سفر یک یک حواس من
ز هم می ریزد اوراق خزان آهسته آهسته ۶
دل روشن درین وحشت سرا دایم نمی ماند
هوا می گیرد این شمع از میان آهسته آهسته ۷
به مویی می توان از چرب نرمی برد گویی را
چه دلها برد آن نازک میان آهسته آهسته ۸
حریف دلبران شهر قزوین نیستی صائب
بکش خود را به شهر اصفهان آهسته آهسته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۸۴ - به مطلب می رسد جویای کام آهسته آهسته
گوهر بعدی:غزل ۶۵۸۶ - نه تبخاله است بر گرد دهان یار افتاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.