هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف معشوق و احساسات شاعر میپردازد. در آن از عناصری مانند خط عذار، نقاب، هاله، زلف، گل، شراب، و شبنم استفاده شده تا زیبایی و جذابیت معشوق را به تصویر بکشد. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند عشق، آرزو، حسرت، و گذر زمان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، درک آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۶۶۰۸ - ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
ز هاله خوبی مه پای در رکاب شده ۱
خطی که روی بتان را برآورد ز حجاب
مه عذار ترا پرده حجاب شده ۲
ز زلف چون به خط افتاد کار خوشدل باش
که خط سبز دعایی است مستجاب شده ۳
نچیده است گل از روی دولت بیدار
کسی که غافل ازان چشم نیمخواب شده ۴
بیاض گردن او را چه نسبت است با صبح
که از قلمرو ایجاد انتخاب شده ۵
تمام عمر نیاید به هم ز خنده لبش
پیاله ای که ز لعل تو کامیاب شده ۶
یکی هزار کند شور عندلیبان را
چنین که عارض او گلگل از شراب شده ۷
به حسن عاقبت قطره ای است رشک مرا
که همچو شبنم گل خرج آفتاب شده ۸
شکسته است به دریا کلاه گوشه فخر
سری که پر ز هوای تو چون حباب شده ۹
گلاب پیرهن آفتاب گردیده است
درین ریاض چو شبنم دلی که آب شده ۱۰
حریف نخوت نودولتان نمی گردید
حذر کنید ز خونی که مشک ناب شده ۱۱
مگر مرا ز خجالت برآورد در حشر
ز زندگانی من آنچه صرف خواب شده ۱۲
فکنده است ز هم دور آشنایان را
تکلفی که درین روزگار باب شده ۱۳
زمین قلمرو سیلاب حادثات بود
مکن بنای عمارت درین خراب شده ۱۴
مریز رنگ اقامت درین تماشاگاه
که گل ز گرمروی های خود گلاب شده ۱۵
به غیر بلبل آتش نوای من صائب
دگر که از نفس گرم خود کباب شده؟ ۱۶
ز هاله خوبی مه پای در رکاب شده ۱
خطی که روی بتان را برآورد ز حجاب
مه عذار ترا پرده حجاب شده ۲
ز زلف چون به خط افتاد کار خوشدل باش
که خط سبز دعایی است مستجاب شده ۳
نچیده است گل از روی دولت بیدار
کسی که غافل ازان چشم نیمخواب شده ۴
بیاض گردن او را چه نسبت است با صبح
که از قلمرو ایجاد انتخاب شده ۵
تمام عمر نیاید به هم ز خنده لبش
پیاله ای که ز لعل تو کامیاب شده ۶
یکی هزار کند شور عندلیبان را
چنین که عارض او گلگل از شراب شده ۷
به حسن عاقبت قطره ای است رشک مرا
که همچو شبنم گل خرج آفتاب شده ۸
شکسته است به دریا کلاه گوشه فخر
سری که پر ز هوای تو چون حباب شده ۹
گلاب پیرهن آفتاب گردیده است
درین ریاض چو شبنم دلی که آب شده ۱۰
حریف نخوت نودولتان نمی گردید
حذر کنید ز خونی که مشک ناب شده ۱۱
مگر مرا ز خجالت برآورد در حشر
ز زندگانی من آنچه صرف خواب شده ۱۲
فکنده است ز هم دور آشنایان را
تکلفی که درین روزگار باب شده ۱۳
زمین قلمرو سیلاب حادثات بود
مکن بنای عمارت درین خراب شده ۱۴
مریز رنگ اقامت درین تماشاگاه
که گل ز گرمروی های خود گلاب شده ۱۵
به غیر بلبل آتش نوای من صائب
دگر که از نفس گرم خود کباب شده؟ ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۰۷ - عرق به برگ گلت می دود شتاب زده
گوهر بعدی:غزل ۶۶۰۹ - به هر کجا که خوری باده تن به خواب مده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.