هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، جدایی و دردهای عاطفی سخن میگوید. او خود را فارغ از دنیای مادی و درگیر اندیشههای عاشقانه میداند. با وجود تلخیهای زندگی، عشق برایش همچون شراب تلخ است و در دل سخت معشوق نمیتواند ریشه بدواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تلخی عشق و جدایی نیاز به درک عمیقتری از احساسات انسانی دارد.
غزل ۶۶۵۸ - نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای
نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای
جز سفر در دل نمی گردد مرا اندیشه ای ۱
فارغ از ملک سلیمانم که از روشندلی
در نظر دارم پریزادی ز هر اندیشه ای ۲
گلعذاران می ربایندم ز دست یکدگر
جز نظربازی ندارم همچو شبنم پیشه ای ۳
گر نسازم کار عشق از ناتمامی ها تمام
کار خود را می کنم آخر تمام از تیشه ای ۴
گر چه از خط دور حسن او به آخرها رسید
چون تنک ظرفان مرا کافی بود ته شیشه ای ۵
سنگ را هر چند می سازم به آه گرم نرم
در دل سخت تو نتوانم دواندن ریشه ای ۶
تلخی عالم مرا صائب شراب تلخ بود
گر درین وحشت سرا می بود عاشق پیشه ای ۷
جز سفر در دل نمی گردد مرا اندیشه ای ۱
فارغ از ملک سلیمانم که از روشندلی
در نظر دارم پریزادی ز هر اندیشه ای ۲
گلعذاران می ربایندم ز دست یکدگر
جز نظربازی ندارم همچو شبنم پیشه ای ۳
گر نسازم کار عشق از ناتمامی ها تمام
کار خود را می کنم آخر تمام از تیشه ای ۴
گر چه از خط دور حسن او به آخرها رسید
چون تنک ظرفان مرا کافی بود ته شیشه ای ۵
سنگ را هر چند می سازم به آه گرم نرم
در دل سخت تو نتوانم دواندن ریشه ای ۶
تلخی عالم مرا صائب شراب تلخ بود
گر درین وحشت سرا می بود عاشق پیشه ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۵۷ - می کشد دل را ز دستم دلربای تازه ای
گوهر بعدی:غزل ۶۶۵۹ - ای جهانی محو رویت، محو سیمای که ای؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.