خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ سبک هندی، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، صبر، هشیاری و خودشناسی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، مخاطب را به تأمل در رفتارها و انتخابهایش دعوت میکند و او را از عجله و شکایت بیجا برحذر میدارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همچنین استفاده از استعارههای پیچیده، درک کامل آن را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد. این شعر更适合 افرادی که تجربههای زندگی بیشتری دارند و میتوانند به درک بهتری از مفاهیم آن برسند.
غزل ۶۸۳۹ - به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟
به خبر چند تسلی ز رخ یار شوی؟
سعی کن سعی که شایسته دیدار شوی ۱
چند چون طوطی بی حوصله از بی بصری
به سخن قانع ازان آینه رخسار شوی؟ ۲
این که از داغ جدایی جگرت می سوزند
غرض این است که لب تشنه دیدار شوی ۳
نیست چون حوصله دیدن بی پرده ترا
به که قانع به نگاه در و دیوار شوی ۴
تا تو از شادی عالم نکنی قطع امید
به غم عشق محال است سزاوار شوی ۵
بادپیمایی گفتار ندارد ثمری
لب فرو بند که گنجینه اسرار شوی ۶
چون نداری پر و بالی که شوی واصل بحر
در ره سیل همان به که خس و خار شوی ۷
گر چه چون صبح ترا موی سیه گشت سفید
نشد از خواب درین صبح تو بیدار شوی ۸
وضع دنیا شود از مستی غفلت هموار
مصلحت نیست درین غمکده هشیار شوی ۹
مبر از درد شکایت به طبیبان زنهار
که ز یک درد به صد درد گرفتار شوی ۱۰
پرده بردار ز پیش نظر کوته بین
مگر از عاقبت خویش خبردار شوی ۱۱
نتوان دل ز عزیزی به سهولت برداشت
جهد کن جهد که در چشم کسان خوار شوی ۱۲
گر بری غنچه صفت سر به گریبان صائب
بی نیاز از گل و دلسرد ز گلزار شوی ۱۳
سعی کن سعی که شایسته دیدار شوی ۱
چند چون طوطی بی حوصله از بی بصری
به سخن قانع ازان آینه رخسار شوی؟ ۲
این که از داغ جدایی جگرت می سوزند
غرض این است که لب تشنه دیدار شوی ۳
نیست چون حوصله دیدن بی پرده ترا
به که قانع به نگاه در و دیوار شوی ۴
تا تو از شادی عالم نکنی قطع امید
به غم عشق محال است سزاوار شوی ۵
بادپیمایی گفتار ندارد ثمری
لب فرو بند که گنجینه اسرار شوی ۶
چون نداری پر و بالی که شوی واصل بحر
در ره سیل همان به که خس و خار شوی ۷
گر چه چون صبح ترا موی سیه گشت سفید
نشد از خواب درین صبح تو بیدار شوی ۸
وضع دنیا شود از مستی غفلت هموار
مصلحت نیست درین غمکده هشیار شوی ۹
مبر از درد شکایت به طبیبان زنهار
که ز یک درد به صد درد گرفتار شوی ۱۰
پرده بردار ز پیش نظر کوته بین
مگر از عاقبت خویش خبردار شوی ۱۱
نتوان دل ز عزیزی به سهولت برداشت
جهد کن جهد که در چشم کسان خوار شوی ۱۲
گر بری غنچه صفت سر به گریبان صائب
بی نیاز از گل و دلسرد ز گلزار شوی ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۳۸ - خاک شو خاک ازان پیش که بر باد روی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۴۰ - غنچه را راه در آن چاک گریبان ندهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.