هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاری، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و جهان می‌پردازد. شاعر از نسیم سحرگاه، گل، باد، خاک، گهر، آتش، و دیگر عناصر طبیعت برای بیان عمق احساسات خود استفاده می‌کند. او آرزو می‌کند که ای کاش شرایط به گونه‌ای دیگر بود تا بتواند عشق خود را به شکلی کامل‌تر بیان کند و از رنج‌های زندگی رهایی یابد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۸۵۳ - اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی

اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
ز بوی گل قفسم رشک گلستان بودی ۱

عنان گسسته نمی رفت باد پای نفس
اگر حضور درین تیره خاکدان بودی ۲

گهر غبار یتیمی فشاندی از دامن
ز خاکمال حوادث اگر امان بودی ۳

شدی ز شکوه خونین من جگرها داغ
اگر چو زخم، دهان مرا زبان بودی ۴

زدی غرور سعادت به مغز من آتش
اگر نه رزق همای من استخوان بودی ۵

اگر به چشم تر ما ملایمت کردی
طراوت گل روی تو جاودان بودی ۶

اگر نهفته نمی بود کارفرمایی
جهان چنان که تو می خواستی چنان بودی ۷

هنوز بود زمین گیر چرخ مینایی
که چون شراب صبوحی به دل روان بودی ۸

ز روی گرم تو آتش به جانم افتاده است
خوش آن زمان که به عشاق سرگران بودی! ۹

شکرفشانی نطق تو نیست امروزی
به گاهواره چو عیسی تو خوش زبان بودی ۱۰

ستاره تو دلا آن زمان سعادت داشت
که همچو خال در آن گوشه دهان بودی ۱۱

فریب دانه به چشم تو خاک زد چون دام
وگرنه ساکن فردوس جاودان بودی ۱۲

اگر ز آینه رویان سخن کشی می داشت
جهان ز طوطی صائب شکرستان بودی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸۵۲ - اگر سرای جهان در خور سزا بودی
گوهر بعدی:غزل ۶۸۵۴ - غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.