هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر پرآوازهٔ ایرانی، با زبانی نمادین و حکیمانه به موضوعاتی مانند قناعت، امید، رستگاری، و دوری از غم و طمع میپردازد. شاعر مخاطب را به صبر، توکل به خدا، و دوری از نگرانیهای بیهوده دعوت میکند و تأکید دارد که رزق و روزی از سوی خداوند تضمین شده است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در نوجوانی و بزرگسالی حاصل میشود. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۶۸۵۵ - ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
که غافلی ز بهاری که در خزان داری ۱
برآوری ز گریبان رستگاری سر
اگر ز دامن شبها خط امان داری ۲
جوی غم تو ندارد جهان بی پروا
چرا تو بیهده چندین غم جهان داری؟ ۳
سپهر سایه جان بلند پایه توست
چرا ز سایه حذر همچو کودکان داری؟ ۴
مکن به مشورت نفس زن صفت کاری
اگر ز مردی و مردانگی نشان داری ۵
سفینه ای به کف آر از شکست خود چون موج
درین محیط اگر رغبت کران داری ۶
زبان شکر تو چون سبزه در ته سنگ است
ولی به وقت شکایت دو صد زبان داری ۷
ز کیمیای قناعت نگشت چشم تو سیر
عبث غنا طمع از نعمت جهان داری ۸
برات رزق تو بر آسمان نوشته خدای
عبث توقع رزق از زمینیان داری ۹
ز آستانه دل پا برون منه صائب
اگر هوای تماشای لامکان داری ۱۰
که غافلی ز بهاری که در خزان داری ۱
برآوری ز گریبان رستگاری سر
اگر ز دامن شبها خط امان داری ۲
جوی غم تو ندارد جهان بی پروا
چرا تو بیهده چندین غم جهان داری؟ ۳
سپهر سایه جان بلند پایه توست
چرا ز سایه حذر همچو کودکان داری؟ ۴
مکن به مشورت نفس زن صفت کاری
اگر ز مردی و مردانگی نشان داری ۵
سفینه ای به کف آر از شکست خود چون موج
درین محیط اگر رغبت کران داری ۶
زبان شکر تو چون سبزه در ته سنگ است
ولی به وقت شکایت دو صد زبان داری ۷
ز کیمیای قناعت نگشت چشم تو سیر
عبث غنا طمع از نعمت جهان داری ۸
برات رزق تو بر آسمان نوشته خدای
عبث توقع رزق از زمینیان داری ۹
ز آستانه دل پا برون منه صائب
اگر هوای تماشای لامکان داری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۵۴ - غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
گوهر بعدی:غزل ۶۸۵۶ - دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.