هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که بر موضوعاتی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، جستجوی حقیقت درون، قناعت، و رسیدن به آرامش روحی تأکید دارد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مخاطب را به تفکر در مورد زندگی و معنای آن دعوت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۹۷۲ - گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی
گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی
گر خط کشی به عالم خط امان بیابی ۱
آن گوهری که جویی در جیب آسمان ها
گر پاکشی به دامن در خود روان بیابی ۲
تا همچو پیر کنعان چشم از جهان نپوشی
کی بوی پیرهن را در کاروان بیابی؟ ۳
تا هست رشته جان در پیچ و تاب می باش
شاید که وصل گوهر چون ریسمان بیابی ۴
از روزی مقدر قانع به خون دل شو
تا آب و دانه خود در آشیان بیابی ۵
بی زحمت تردد گردون نیافت قرصی
خواهی تو بی کشاکش نان از جهان بیابی؟ ۶
هر چند در سعادت مشهور چون همایی
مغز تو آب گردد تا استخوان بیابی ۷
ز افسردگی جهان را افسرده می شماری
از رهروان چو گردی عالم روان بیابی ۸
روزی که نفس سرکش فرمان پذیر گردد
نه توسن فلک را در زیر ران بیابی ۹
خاک مراد عالم اکسیر خاکساری است
هر حاجتی که خواهی زین آستان بیابی ۱۰
از بی نشان حجاب است نام و نشان سالک
بی نام و بی نشان شو تا بی نشان بیابی ۱۱
چون باد صبحگاهی منشین ز پای صائب
شاید که برگ سبزی زان گلستان بیابی ۱۲
گر خط کشی به عالم خط امان بیابی ۱
آن گوهری که جویی در جیب آسمان ها
گر پاکشی به دامن در خود روان بیابی ۲
تا همچو پیر کنعان چشم از جهان نپوشی
کی بوی پیرهن را در کاروان بیابی؟ ۳
تا هست رشته جان در پیچ و تاب می باش
شاید که وصل گوهر چون ریسمان بیابی ۴
از روزی مقدر قانع به خون دل شو
تا آب و دانه خود در آشیان بیابی ۵
بی زحمت تردد گردون نیافت قرصی
خواهی تو بی کشاکش نان از جهان بیابی؟ ۶
هر چند در سعادت مشهور چون همایی
مغز تو آب گردد تا استخوان بیابی ۷
ز افسردگی جهان را افسرده می شماری
از رهروان چو گردی عالم روان بیابی ۸
روزی که نفس سرکش فرمان پذیر گردد
نه توسن فلک را در زیر ران بیابی ۹
خاک مراد عالم اکسیر خاکساری است
هر حاجتی که خواهی زین آستان بیابی ۱۰
از بی نشان حجاب است نام و نشان سالک
بی نام و بی نشان شو تا بی نشان بیابی ۱۱
چون باد صبحگاهی منشین ز پای صائب
شاید که برگ سبزی زان گلستان بیابی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۷۱ - مکن ای بی وفا ناآشنایی
گوهر بعدی:غزل ۶۹۷۳ - تا کی ز دود غلیان دل را تباه سازی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.