شماره ۸۰۲ - این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
این جوانمردی که پیر میفروشان میکند
خرقه پوشانرا مرید درد نوشان میکند ۱
هیچ میدانی که آسوده است در بازار عمر
آنکه نقد وقت صرف میفروشان میکند ۲
هوش زاهد گم شد از دود چراغ مدرسه
برق می روشن چراغ تیز هوشان میکند ۳
گر بسر رفت آب چشم از سوز دل عیبم مکن
کاتش غم همچو دیگم سینه جوشان میکند ۴
خامشی بهتر که گر بلبل هزار افغان کند
گل به رغم او نظر سوی خموشان میکند ۵
عاقلان دانند کز تعریف قارون رند مست
نکته سختی بکار سخت کوشان میکند ۶
از قبای اطلس خسرو چو اهلی فارغم
کان قبا در یوزه از پشمینه پوشان میکند ۷
خرقه پوشانرا مرید درد نوشان میکند ۱
هیچ میدانی که آسوده است در بازار عمر
آنکه نقد وقت صرف میفروشان میکند ۲
هوش زاهد گم شد از دود چراغ مدرسه
برق می روشن چراغ تیز هوشان میکند ۳
گر بسر رفت آب چشم از سوز دل عیبم مکن
کاتش غم همچو دیگم سینه جوشان میکند ۴
خامشی بهتر که گر بلبل هزار افغان کند
گل به رغم او نظر سوی خموشان میکند ۵
عاقلان دانند کز تعریف قارون رند مست
نکته سختی بکار سخت کوشان میکند ۶
از قبای اطلس خسرو چو اهلی فارغم
کان قبا در یوزه از پشمینه پوشان میکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۱ - خوش آنک مست شوی تا بهانه برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۸۰۳ - هرکه را از چشم تر اشکی بدامن میچکد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.