شماره ۱۷۸ - جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست
جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست
سر رشتة ما از سر زلف تو به در نیست ۱
از جنبش ابروی تو خورشید هراسد
جایی که تو شمشیر کشی جای سپر نیست ۲
از روی بتان آینه را نقش نشستهست
این یاری اقبال بود کار هنر نیست ۳
چیزی که غبار از دل پردرد رباید
در خطّة تقدیر به جز گرد سفر نیست ۴
فیّاض اگر آه تو آتشزن گیتی است
در خرمنِ افلاک چرا دود اثر نیست؟ ۵
سر رشتة ما از سر زلف تو به در نیست ۱
از جنبش ابروی تو خورشید هراسد
جایی که تو شمشیر کشی جای سپر نیست ۲
از روی بتان آینه را نقش نشستهست
این یاری اقبال بود کار هنر نیست ۳
چیزی که غبار از دل پردرد رباید
در خطّة تقدیر به جز گرد سفر نیست ۴
فیّاض اگر آه تو آتشزن گیتی است
در خرمنِ افلاک چرا دود اثر نیست؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.