هوش مصنوعی:
این شعر از فرید الدین عطار نیشابوری، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره پیری و فراق جوانی است. او از چشمانی سخن میگوید که جهان را زیر و رو میکند و از فتنههایی که از نگاه مستانه برمیخیزد. شاعر با توصیف زیبایی و شیرینی زبان معشوق، خود را در دریایی از غم و شادی مییابد. این متن همچنین به زیباییهای ظاهری و معنوی معشوق اشاره دارد و رابطهای عمیق بین عاشق و معشوق را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۸۰ - شدم پیر از فراق نوجوانی
شدم پیر از فراق نوجوانی
که برهم میزند چشمش جهانی
کحیل طرفه سود الذوایب
خضیب کفه رخص البنانی
برآید فتنه ها از چشم مستش
که ناید از قضای آسمانی
قسی الحاجب القاسی فؤاده
فصیح قوله عذب البیانی
بدیع است اینکه سازد تلخکامم
بآن شکر لبی شیرین زبانی
فرید فی ملاح لیس کفوه
وحید ماله فی الحسن ثانی
تو چشم مردمی و مردم چشم
تو جان اسرار را جان جهانی
که برهم میزند چشمش جهانی
کحیل طرفه سود الذوایب
خضیب کفه رخص البنانی
برآید فتنه ها از چشم مستش
که ناید از قضای آسمانی
قسی الحاجب القاسی فؤاده
فصیح قوله عذب البیانی
بدیع است اینکه سازد تلخکامم
بآن شکر لبی شیرین زبانی
فرید فی ملاح لیس کفوه
وحید ماله فی الحسن ثانی
تو چشم مردمی و مردم چشم
تو جان اسرار را جان جهانی
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۹ - اتی الربیع قیل الهموم بالنغماتی
گوهر بعدی:غزل ۱۸۱ - الا یا جنة لم یحن جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.