هوش مصنوعی: این متن عرفانی درباره عشق و فداکاری در راه معشوق (خدا یا جانان) است. شاعر از گذشتن از جان، دوری از خویشان و مادیات، و پایداری در عشق سخن می‌گوید. همچنین به مفاهیمی مانند ایثار، توکل، و بی‌اعتباری دنیا اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر از ادبیات و مفاهیم انتزاعی است.

شماره ۲۱ - در دل عاشق اگر قدر بود جانانرا

در دل عاشق اگر قدر بود جانانرا
نظر آنست که در چشم نیارد جانرا ۱

تو اگر عاشقی ای دل نظر از جان برگیر
خود بجان تو نباشد طمعی جانانرا ۲

دعوی عشق نشاید که کند آن بدعهد
که چو سختی رسدش سست کند پیمانرا ۳

قومی از دوستیش دشمن جان خویشند
ای توانگر بنگر همت درویشانرا ۴

همتت گر بدو عالم نگرانی دارد
تو بدان لاشه بسر چون بری این میدانرا ۵

دادن جان قدم چون تو جوامردی نیست
که بلب از دهن سگ بربایی نانرا ۶

طالب دوست شکایت نکند از دشمن
چه غم از سرزنش مطرقه مر سندانرا ۷

گر مرا درد و جهان دست دهد در ره دوست
قدم از جا نرود عاشق سرگردانرا ۸

نرود با سر ملک و ننهد پا بر تخت
گر گدایی درش دست دهد سلطانرا ۹

خویش و پیوند بیکباره حجاب راهند
ببر از جمله و بیگانه شمر خویشانرا ۱۰

سیف فرغانی ناجسته میسر نشود
آنچه مردم بطلب باز نیابد آنرا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰ - ای نبرده وصل تو روزی بمهمانی مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - ترا من دوست میدارم چو بلبل مر گلستانرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.