خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از سیف فرغانی بیانگر درد و رنج عشق بیپاسخ است. شاعر از یار ناگسستنی مینالد که چارهای جز تحمل غم عشق ندارد. او از بیوفایی یار، انتظار کشیدن در کوی عشق و نیاز به یاری رفیقان میگوید. همچنین اشاره میکند که رنج رقیب و غم فراق، بخشی جداییناپذیر از وصال جانان است.
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده، درد فراق و مفاهیم شاعرانهای است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۵ - چون کنم ای جان مرااز چون تو یاری چاره نیست
چون کنم ای جان مرااز چون تو یاری چاره نیست
غمخور عشقم مرااز غمگساری چاره نیست ۱
گرچه عشقت چاره دارد ازهزاران همچو ما
چاره ما کن که ماراازتو باری چاره نیست ۲
پایدار آمد سر زلفت بدست دیگران
آخر اندر چنگ ما از چند تاری چاره نیست ۳
تن بزن در هجر او ای دل که اندر کوی عشق
تا بدانی قدر وصل از انتظاری چاره نیست ۴
از سر رحم ای رفیقان بنده را یاری کنید
کین زپا افتاده را از دستیاری چاره نیست ۵
راحت دیدار جانان نیست بی رنج رقیب
هرکجا باشد گلی آنجا ز خاری چاره نیست ۶
بی گمان چون موکب سلطان جایی بگذرد
دیده نظارگی رااز غباری چاره نیست ۷
در شب وصلش بسی اندیشه کردم از فراق
هر که می نوشید او را از خماری چاره نیست ۸
در جهان افسانه یی شد سیف فرغانی بعشق
عاشقان هستند لیک از نامداری چاره نیست ۹
غمخور عشقم مرااز غمگساری چاره نیست ۱
گرچه عشقت چاره دارد ازهزاران همچو ما
چاره ما کن که ماراازتو باری چاره نیست ۲
پایدار آمد سر زلفت بدست دیگران
آخر اندر چنگ ما از چند تاری چاره نیست ۳
تن بزن در هجر او ای دل که اندر کوی عشق
تا بدانی قدر وصل از انتظاری چاره نیست ۴
از سر رحم ای رفیقان بنده را یاری کنید
کین زپا افتاده را از دستیاری چاره نیست ۵
راحت دیدار جانان نیست بی رنج رقیب
هرکجا باشد گلی آنجا ز خاری چاره نیست ۶
بی گمان چون موکب سلطان جایی بگذرد
دیده نظارگی رااز غباری چاره نیست ۷
در شب وصلش بسی اندیشه کردم از فراق
هر که می نوشید او را از خماری چاره نیست ۸
در جهان افسانه یی شد سیف فرغانی بعشق
عاشقان هستند لیک از نامداری چاره نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - مرا که یک نفس از وصل یار سیری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.