هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد عشق و جدایی مینالد و بیان میکند که چگونه عشق او را کشته و سپس زنده کرده است. او از ناملایمات و بیمهری معشوق شکایت دارد، اما در عین حال، به عشق و امید به وصال پایبند است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۸ - منم آن کس که عشق یارم کشت
منم آن کس که عشق یارم کشت
زنده گشتم چوآن نگارم کشت ۱
گنج وصلش طلب همی کردم
سنگ بر سر زدوچو مارم کشت ۲
من بی آب رستم از آتش
چون ببادی چراغ وارم کشت ۳
با سلیمان چه پنجه یارم کرد
من که موری همی نیارم کشت ۴
هر شبی طول عمر او خواهم
گرچه روزی هزار بارم کشت ۵
عاشقان جمله کشتگان غمند
منم آنکس که غم گسارم کشت ۶
گرچه بشنود ناله زارم
دوست رحمت نکرد وزارم کشت ۷
قوس ابروش صید دل می کرد
زد یکی تیر ودر شکارم کشت ۸
زنده وصل می کند امسال
آنکه از هجر خویش پارم کشت ۹
این گلستان زباغ وصل مرا
گل کنون می دهد که خارم کشت ۱۰
من مرده چو سیف فرغانی
زنده اکنون شدم که یارم کشت ۱۱
زنده گشتم چوآن نگارم کشت ۱
گنج وصلش طلب همی کردم
سنگ بر سر زدوچو مارم کشت ۲
من بی آب رستم از آتش
چون ببادی چراغ وارم کشت ۳
با سلیمان چه پنجه یارم کرد
من که موری همی نیارم کشت ۴
هر شبی طول عمر او خواهم
گرچه روزی هزار بارم کشت ۵
عاشقان جمله کشتگان غمند
منم آنکس که غم گسارم کشت ۶
گرچه بشنود ناله زارم
دوست رحمت نکرد وزارم کشت ۷
قوس ابروش صید دل می کرد
زد یکی تیر ودر شکارم کشت ۸
زنده وصل می کند امسال
آنکه از هجر خویش پارم کشت ۹
این گلستان زباغ وصل مرا
گل کنون می دهد که خارم کشت ۱۰
من مرده چو سیف فرغانی
زنده اکنون شدم که یارم کشت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - یار در شیرینی از شکر گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - شکری بجان خریدم زلب شکرفروشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.