هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد فراق و عشق نافرجام است. شاعر از جدایی معشوق مینالد و اشاره میکند که با وجود دوری، یاد و خیال معشوق از دل و جانش بیرون نمیرود. او از اشکهای بیپایان، بیخوابی و بیقراری میگوید و آرزوی وصال دارد. در نهایت، شاعر به این باور میرسد که معشوق قاتل اوست و هیچ راه فراری از این عشق ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'قاتل منست' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۴۲ - رفتی و نام تو ز زبانم نمی رود
رفتی و نام تو ز زبانم نمی رود
واندیشه تو از دل و جانم نمی رود ۱
گر چه حدیث وصل تو کاری نه حد ماست
الا بدین حدیث زبانم نمی رود ۲
تو شاهدی نه غایب ازیرا خیال تو
از پیش خاطر نگرانم نمی رود ۳
گریم ز درد عشق و نگویم که حال چیست
کین عذر بیش با همگانم نمی رود ۴
خونی روانه کرده ام از دیده وین عجب
کز حوض قالب آب روانم نمی رود ۵
چندان چو سگ بکوی تو در خفته ام که هیچ
از خاک درگه تو نشانم نمی رود ۶
ذکر لب تو کرده ام ای دوست سالها
هرگز حلاوتش ز دهانم نمی رود ۷
از مشرب وصال خود این جان تشنه را
آبی بده که دست بنانم نمی رود ۸
دانم یقین که ماه رخی قاتل منست
جز بر تو این نگار گمانم نمی رود ۹
آبم روان ز دیده و خوابم شده ز چشم
اینم همی نیاید و آنم نمی رود ۱۰
از سیف رفت صبر و دل و هردم اندهی
ناخوانده آید و چو برانم نمی رود ۱۱
واندیشه تو از دل و جانم نمی رود ۱
گر چه حدیث وصل تو کاری نه حد ماست
الا بدین حدیث زبانم نمی رود ۲
تو شاهدی نه غایب ازیرا خیال تو
از پیش خاطر نگرانم نمی رود ۳
گریم ز درد عشق و نگویم که حال چیست
کین عذر بیش با همگانم نمی رود ۴
خونی روانه کرده ام از دیده وین عجب
کز حوض قالب آب روانم نمی رود ۵
چندان چو سگ بکوی تو در خفته ام که هیچ
از خاک درگه تو نشانم نمی رود ۶
ذکر لب تو کرده ام ای دوست سالها
هرگز حلاوتش ز دهانم نمی رود ۷
از مشرب وصال خود این جان تشنه را
آبی بده که دست بنانم نمی رود ۸
دانم یقین که ماه رخی قاتل منست
جز بر تو این نگار گمانم نمی رود ۹
آبم روان ز دیده و خوابم شده ز چشم
اینم همی نیاید و آنم نمی رود ۱۰
از سیف رفت صبر و دل و هردم اندهی
ناخوانده آید و چو برانم نمی رود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - ای دل فغان که آن بت چالاک می رود
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - از نظرت روی ما ماه منور شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.