هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و از عشق، شوریدگی، و تسلیم در برابر جمال او سخن میگوید. شاعر از تأثیر عمیق عشق و حالات مختلف آن مانند شوق، حیرت، و حتی ویرانی ناشی از آن مینویسد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند نور قدس و تدبیر الهی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۳۰۷ - دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش
دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش
رخ او آیتی در حسن و نور قدس تفسیرش ۱
چو دست عشق او گیرد کمان حکم در قبضه
نه مردی گر برو داری که برجز تو رسد تیرش ۲
چو زلف او کند در بند مجنونان عشقش را
اگر از حلقه مایی بده گردن بزنجیرش ۳
رضیع مادر فطرت که دارد در دهان پستان
بقای جاودان یابد اگر زآن لب بود شیرش ۴
کسی کز آتش شوقش ندارد شمع دل زنده
هم از روغن شود کشته چراغ دولت پیرش ۵
بچندین سعی همچون مال آن شادی جانها را
اگر روزی بدست آری برو چون غم بدل گیرش ۶
ایا شیرین بنیکویی ببخت شور من گویی
شب وصل تو خوابی بود و روز هجر تعبیرش ۷
اگر عاصی بمحشر در شفیع از روی تو سازد
کرم را بعد از آن نبود سخن در عفو تقصیرش ۸
شراب عشق در دادی و من چون چشم مخمورت
خرابیها کنم زین پس که مستم کرد تأثیرش ۹
بتدبیر خرد گفتم مگر حل گردد این مشکل
دگر بر ریسمان ما گره زد دست تدبیرش ۱۰
برای مخزن شاهیش مسکین سیف فرغانی
ندارد زر ولی دارد مسی از بهر اکسیرش ۱۱
رخ او آیتی در حسن و نور قدس تفسیرش ۱
چو دست عشق او گیرد کمان حکم در قبضه
نه مردی گر برو داری که برجز تو رسد تیرش ۲
چو زلف او کند در بند مجنونان عشقش را
اگر از حلقه مایی بده گردن بزنجیرش ۳
رضیع مادر فطرت که دارد در دهان پستان
بقای جاودان یابد اگر زآن لب بود شیرش ۴
کسی کز آتش شوقش ندارد شمع دل زنده
هم از روغن شود کشته چراغ دولت پیرش ۵
بچندین سعی همچون مال آن شادی جانها را
اگر روزی بدست آری برو چون غم بدل گیرش ۶
ایا شیرین بنیکویی ببخت شور من گویی
شب وصل تو خوابی بود و روز هجر تعبیرش ۷
اگر عاصی بمحشر در شفیع از روی تو سازد
کرم را بعد از آن نبود سخن در عفو تقصیرش ۸
شراب عشق در دادی و من چون چشم مخمورت
خرابیها کنم زین پس که مستم کرد تأثیرش ۹
بتدبیر خرد گفتم مگر حل گردد این مشکل
دگر بر ریسمان ما گره زد دست تدبیرش ۱۰
برای مخزن شاهیش مسکین سیف فرغانی
ندارد زر ولی دارد مسی از بهر اکسیرش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.