هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از غم و عشق سخن می‌گوید و تأثیرات عمیق این احساسات را بر جان و دل خود توصیف می‌کند. او از دردها و شادی‌های عشق، وابستگی به معشوق، و رهایی از تعلقات دنیوی می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۳۴۷ - دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل

دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل
نام تو آرام جان درد تو درمان دل ۱

من بتواولی که تو آن منی آن من
دل بتو لایق که تو آن دلی آن دل ۲

عشق ستمکار تو رفته بپیکار جان
شوق جگر خوار تو آمده مهمان دل ۳

تر کنم از آب چشم روی چو نان خشک را
چون جگری بیش نیست سوخته بر خوان دل ۴

بنده ز پیوند جان حبل تعلق برید
تا سر زلف تو شد سلسله جنبان دل ۵

انده دنیانداد دامن جانم ز دست
تا غم تو برنکردسر ز گریبان دل ۶

عشق تو چون چتر خویش بر سر جان باز کرد
سر بفلک برکشید سنجق سلطان دل ۷

روی ز چشمم مپوش تا نتواند فگند
کفر سر زلف تو رخنه در ایمان دل ۸

تا برهاند مرا ز انده من سالهاست
تا غم تو می کشد تنگی زندان دل ۹

از صدف لفظ خویش معنی چون در دهد
گوهر شعرم که یافت پرورش از کان دل ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۶ - دل نمیرد تا ابد گر عشق باشد جان دل
گوهر بعدی:شماره ۳۴۸ - ای آنکه عشق تو دل جانست وجان دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.