هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از جمال معشوق چنان سخن میگوید که حتی حورالعین را به رشک وا میدارد و از فراق و جفای او شکوه میکند. همچنین، از عشق و اشتیاق خود سخن گفته و با اشاره به مفاهیمی مانند خلد، دین، و روزگار، عمق احساسات خود را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال چندان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، فراق، و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۴۵۳ - ای جمال تو رشک حورالعین
ای جمال تو رشک حورالعین
روح را کوی تست خلد برین ۱
تا پدید آمد آفتاب رخت
شرمسارست آسمان ز زمین ۲
گرچه زلف تو داده یاری کفر
روی خوب تو کرده پشتی دین ۳
وصل ما خود کی اتفاق افتد
تو توانگر بحسن و من مسکین ۴
دور خوبی چو روزگار گلست
تکیه بر نیکویی مکن چندین ۵
در فراقت همی کنم بسخن
این دل بی قرار را تسکین ۶
همچو خسرو که کرد روزی چند
بشکر دفع غصه شیرین ۷
گر بگریم من از فراقت زار
ور بنالم من از جفات حزین ۸
دل تهی می کنم ز غصه تو
هست اشکم بهانه یی رنگین ۹
عاشق تو بخلق دل ندهد
میل نکند ملک بعجل سمین ۱۰
چند گویی که هست جان و دلم
از جفای رقیب او غمگین ۱۱
سر جور شکر فروشت نیست
ای مگس خیز و با شکر منشین ۱۲
عشق در جان سیف فرغانیست
چون در اجزای خاک ماء معین ۱۳
روح را کوی تست خلد برین ۱
تا پدید آمد آفتاب رخت
شرمسارست آسمان ز زمین ۲
گرچه زلف تو داده یاری کفر
روی خوب تو کرده پشتی دین ۳
وصل ما خود کی اتفاق افتد
تو توانگر بحسن و من مسکین ۴
دور خوبی چو روزگار گلست
تکیه بر نیکویی مکن چندین ۵
در فراقت همی کنم بسخن
این دل بی قرار را تسکین ۶
همچو خسرو که کرد روزی چند
بشکر دفع غصه شیرین ۷
گر بگریم من از فراقت زار
ور بنالم من از جفات حزین ۸
دل تهی می کنم ز غصه تو
هست اشکم بهانه یی رنگین ۹
عاشق تو بخلق دل ندهد
میل نکند ملک بعجل سمین ۱۰
چند گویی که هست جان و دلم
از جفای رقیب او غمگین ۱۱
سر جور شکر فروشت نیست
ای مگس خیز و با شکر منشین ۱۲
عشق در جان سیف فرغانیست
چون در اجزای خاک ماء معین ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - ایا چو فصل بهار از رخت جهانرا زین
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - از تو تا کی حال ما باشد چنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.