هوش مصنوعی:
این متن یک قصیده در مدح و ستایش یک پادشاه یا حاکم قدرتمند است که به توصیف عظمت، عدالت، شجاعت و تأثیر او بر جهان و مردم میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر حماسی و تشبیهات زیبا، قدرت و عدالت این حاکم را میستاید و تأثیر او را بر طبیعت و زمانه توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای زبان پیچیده و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم و تشبیهات مورد استفاده نیاز به دانش ادبی و تاریخی دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشوند.
شمارهٔ ۴۸ - در مدح علاءالدوله اتسز
بیاد شاه جهان عالم افتخار گرفت
ز بی قرار حسامش جهان قرار گرفت ۱
علاء دولت و دین ، اتسز آن جهانگیری
که عالم از سر شمشیرش اعتبار گرفت ۲
نهیب او بیکی حمله صد مصاف شکست
پیام او بیکی لحضه صد حصار گرفت ۳
خروش باز در احیای مردگان افتاد
که پنجهٔ اسد الله ذوالفقار گرفت ۴
همه ملوک جهان را برفت دست از کار
از آنکه پیشگه ملک مرد کار گرفت ۵
بعدل او ز ستم روزگار دست بداشت
طریق مصلحت خویش روزگار گرفت ۶
خدایگانا ، دریادلا ، خداوندا
تویی که ملک بقدر تو اقتدار گرفت ۷
زمانه تا قلم مجد در کف تو نهاد
صحیفه های معلی همه نگار گرفت ۸
شد از کمینه شمار عطای تو عاجز
کسی که انجم و افلاک را شمار گرفت ۹
نه دهر یارد جاه ترا قیاس نبود
نه چرخ داند قدر ترا عیار گرفت ۱۰
تبارک الله ! از آن ساعتی که در هیجا
ز لشکر تو بسط زمین سوار گرفت ۱۱
ز نعل خیل تو گیتی همه هلال نمود
ز جوش جیش تو گردون همه غبار گرفت ۱۲
بصیدگاه فنا پنجهٔ هزبر قضا
روان و جان دلیران همه شکار گرفت ۱۳
در آن مقام حسام تو آتشی افروخت
کزو فضای جهان سربسر شرار گرفت ۱۴
ز تف رمح تو دلها همه بجوش آمد
زجام تیغ تو سرها همه خمار گرفت ۱۵
فسردگی ز گل خلق تست تازه و تر
خزان بفر تو آرایش بهار گرفت ۱۶
فلک ربود ز عزم تو گر نفاذ ربود
زمین گرفت ز حزم تو گر وقار گرفت ۱۷
قصیده های من اندر ثنای حضرت تو
همه بلاد رسید و همه دیار گرفت ۱۸
بطبع و طوع چو ، شاها ، عروس نظم مرا
مکارم تو بصد مهر در کنار گرفت ۱۹
بکام حاسد مپسند ، زیر بار بلا
دلی که او ز ثنای تو کار و بار گرفت ۲۰
شدست جانم از اخوان دهر یار عنا
مباد کس که ز اخوان دهر یار گرفت ۲۱
حدیث خویش تو گوی و طریق دهر توپوی
بدست خلق نشاید مگر که مار گرفت ۲۲
همیشه تا نگردد ز حکم یزدانی
ز مرکزی که برو آسمان مدار گرفت ۲۳
می نشاط تو درکش، که خضم زهر کشید
گل سرور تو بستان ، که خصم خار گرفت ۲۴
بقای جان تو بادا ، که شخص همت تو
بجای متابعت کردگار گرفت ۲۵
ز بی قرار حسامش جهان قرار گرفت ۱
علاء دولت و دین ، اتسز آن جهانگیری
که عالم از سر شمشیرش اعتبار گرفت ۲
نهیب او بیکی حمله صد مصاف شکست
پیام او بیکی لحضه صد حصار گرفت ۳
خروش باز در احیای مردگان افتاد
که پنجهٔ اسد الله ذوالفقار گرفت ۴
همه ملوک جهان را برفت دست از کار
از آنکه پیشگه ملک مرد کار گرفت ۵
بعدل او ز ستم روزگار دست بداشت
طریق مصلحت خویش روزگار گرفت ۶
خدایگانا ، دریادلا ، خداوندا
تویی که ملک بقدر تو اقتدار گرفت ۷
زمانه تا قلم مجد در کف تو نهاد
صحیفه های معلی همه نگار گرفت ۸
شد از کمینه شمار عطای تو عاجز
کسی که انجم و افلاک را شمار گرفت ۹
نه دهر یارد جاه ترا قیاس نبود
نه چرخ داند قدر ترا عیار گرفت ۱۰
تبارک الله ! از آن ساعتی که در هیجا
ز لشکر تو بسط زمین سوار گرفت ۱۱
ز نعل خیل تو گیتی همه هلال نمود
ز جوش جیش تو گردون همه غبار گرفت ۱۲
بصیدگاه فنا پنجهٔ هزبر قضا
روان و جان دلیران همه شکار گرفت ۱۳
در آن مقام حسام تو آتشی افروخت
کزو فضای جهان سربسر شرار گرفت ۱۴
ز تف رمح تو دلها همه بجوش آمد
زجام تیغ تو سرها همه خمار گرفت ۱۵
فسردگی ز گل خلق تست تازه و تر
خزان بفر تو آرایش بهار گرفت ۱۶
فلک ربود ز عزم تو گر نفاذ ربود
زمین گرفت ز حزم تو گر وقار گرفت ۱۷
قصیده های من اندر ثنای حضرت تو
همه بلاد رسید و همه دیار گرفت ۱۸
بطبع و طوع چو ، شاها ، عروس نظم مرا
مکارم تو بصد مهر در کنار گرفت ۱۹
بکام حاسد مپسند ، زیر بار بلا
دلی که او ز ثنای تو کار و بار گرفت ۲۰
شدست جانم از اخوان دهر یار عنا
مباد کس که ز اخوان دهر یار گرفت ۲۱
حدیث خویش تو گوی و طریق دهر توپوی
بدست خلق نشاید مگر که مار گرفت ۲۲
همیشه تا نگردد ز حکم یزدانی
ز مرکزی که برو آسمان مدار گرفت ۲۳
می نشاط تو درکش، که خضم زهر کشید
گل سرور تو بستان ، که خصم خار گرفت ۲۴
بقای جان تو بادا ، که شخص همت تو
بجای متابعت کردگار گرفت ۲۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۵
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۷ - در مدح اتسز خوارزمشاه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۹ - در مدح شمس الدین وزیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.