هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و فداکاری بی‌حد شاعر به معشوق است. شاعر با عباراتی پراحساس، جان و دل خود را فدای معشوق می‌کند و آرزو می‌کند که همه‌چیز حتی دردهایش نیز در راه معشوق باشد. او از جدایی و رنج‌های عشق سخن می‌گوید، اما با وجود همه‌ی این‌ها، عشقش پایدار و بی‌نهایت است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'درد بی‌دوای تو' یا 'در هوای تو مرد' می‌توانند حسی سنگین یا غمگین را منتقل کنند که برای نوجوانان مناسب‌تر است.

غزل ۹۵ - بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد

بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
سری که بر تن من هست خاک پای تو باد ۱

دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره
هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد ۲

ز خانه تا به در آیی و پا نهی بسرم
سرم فتاده به خاک در سرای تو باد ۳

تو را به بسمل من گر رضاست، بسم الله
بیا، بیا، که قضا تابع رضای تو باد ۴

مقصرم ز دعا در جواب دشنامت
ملایک همه افلاک در دعای تو باد ۵

مباد آنکه رمد هرگز از بلای تو دل
درین جهان و در آن نیز مبتلای تو باد ۶

به درد خوی گرفتم، دوا نمی‌خواهم
همیشه در دل من درد بی دوای تو باد ۷

چه لطف بود، رقیبا، که رفتی از کویش؟
بدین ثواب که کردی بهشت جای تو باد ۸

اگر هلالی بیچاره در هوای تو مرد
برای مردن او غم مخور، بقای تو باد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۲
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۴ - دوش با صد عیش بودی، هر شبت چون دوش باد
گوهر بعدی:غزل ۹۶ - کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.