هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، مرگ و زندگی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق، درد هجران، و تأثیرات آن بر روح و جان سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند آب حیات، چشم بد، و درمان ناپذیری درد عشق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و هجران ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۵۲ - لعل جان بخشت، که یاد از آب حیوان می‌دهد

لعل جان بخشت، که یاد از آب حیوان می‌دهد
زنده را جان می‌ستاند، مرده را جان می‌دهد ۱

دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسن
شهسوار من سمند ناز جولان می‌دهد ۲

یارب! اندر ساغر دوران شراب وصل نیست
یا به دور ما همه خوناب هجران می‌دهد؟ ۳

دل مگر پا بسته زلف تو شد کز حال او
باد می‌آید، خبرهای پریشان می‌دهد؟ ۴

نیست درد عشق خوبان را به درمان احتیاج
گر طبیب این درد بیند ترک درمان می‌دهد ۵

موجب این گریه‌های تلخ میدانی که چیست؟
عشوه شیرین که آن لبهای خندان می‌دهد ۶

ای اجل، سوی هلالی بهر جان بردن میا
زانکه عاشق گاه مردن جان به جانان می‌دهد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۱ - یار اگر مرهم داغ دل محزون نشود
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳ - هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.