هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و فراق مینالد و از کوتاهی عمر و طولانی بودن دوری شکایت دارد. او عشق را درد بیدرمان میداند و از حال نزار خود میگوید. در نهایت، به پادشاه حسن روی میآورد و از او طلب کرم میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و بیان درد و رنج است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۲۳ - ای در دلم ز آتش عشق تو صد الم
ای در دلم ز آتش عشق تو صد الم
هر یک الم نشانه چندین هزار غم ۱
وصل تو زود رفت و فراق تو دیر ماند
فریاد ازین عقوبت بسیار و عمر کم! ۲
دانی کدام روز عدم شد وجود ما؟
روزی که عاشقی به وجود آمد از عدم ۳
گویند: درد عشق به درمان نمیرسد
من چون زیم؟ که عاشقم و دردمند هم ۴
ماییم و نیم جانی و هر دم هزار آه
اینک به باد میرود آن نیز دم به دم ۵
چون آب زندگیست قدم تا به فرق سر
خواهم درون جان کنمت فرق تا قدم ۶
ای پادشاه حسن، هلالی گدای تست
خواهم که سوی او گذری از ره کرم ۷
هر یک الم نشانه چندین هزار غم ۱
وصل تو زود رفت و فراق تو دیر ماند
فریاد ازین عقوبت بسیار و عمر کم! ۲
دانی کدام روز عدم شد وجود ما؟
روزی که عاشقی به وجود آمد از عدم ۳
گویند: درد عشق به درمان نمیرسد
من چون زیم؟ که عاشقم و دردمند هم ۴
ماییم و نیم جانی و هر دم هزار آه
اینک به باد میرود آن نیز دم به دم ۵
چون آب زندگیست قدم تا به فرق سر
خواهم درون جان کنمت فرق تا قدم ۶
ای پادشاه حسن، هلالی گدای تست
خواهم که سوی او گذری از ره کرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲ - آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴ - نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.