هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج عشق سخن میگوید و بیان میکند که عاشق، رنجهایی را متحمل شده که هیچکس دیگر تجربه نکرده است. شاعر از فراق و جفای معشوق مینالد و تأکید میکند که عشق او منحصر به فرد و بینظیر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳۹۵ - دیده ام از تو بلایی که ندیدست کسی
دیده ام از تو بلایی که ندیدست کسی
بلکه زین گونه جفا هم نشنیدست کسی
هر کسی محنت عشق تو کشیدست ولی
آنچه من از تو کشیدم نکشیدست کسی
لذت چاشنی وصل تو من دانم و بس
که چو من زهر فراقت نچشیدست کسی
در ره عشق ز منزلگه مقصود مپرس
کاین مقامیست که آنجا نرسیدست کسی
پیش من شرح مکن عاشقی مجنون را
که چو من عاشق دیوانه ندیدست کسی
طرفه باغیست گلستان جهان، لیک چه سود؟
که گل عشرت ازین باغ نچیدست کسی
دل و جان داد هلالی و غم عشق خرید
گر چه غم را به دل و جان نخریدست کسی
بلکه زین گونه جفا هم نشنیدست کسی
هر کسی محنت عشق تو کشیدست ولی
آنچه من از تو کشیدم نکشیدست کسی
لذت چاشنی وصل تو من دانم و بس
که چو من زهر فراقت نچشیدست کسی
در ره عشق ز منزلگه مقصود مپرس
کاین مقامیست که آنجا نرسیدست کسی
پیش من شرح مکن عاشقی مجنون را
که چو من عاشق دیوانه ندیدست کسی
طرفه باغیست گلستان جهان، لیک چه سود؟
که گل عشرت ازین باغ نچیدست کسی
دل و جان داد هلالی و غم عشق خرید
گر چه غم را به دل و جان نخریدست کسی
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴ - شب فراق ز صبحم خبر چه می پرسی؟
گوهر بعدی:غزل ۳۹۶ - تا کی به کنج صبر جگر خون کند کسی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.